سيزده موردى كه شيخ صدوق ذكر كرده است اشاره مىكنيم . ابوطالب ، حسين بن عبدالله طايى مىگويد : از ابو منصور بن عبدالرّزاق شنيدم كه به حاكم طوس - معروف به بيوردى - مىگفت : آيا فرزندى دارى ؟ او گفت : ندارم . ابو منصور گفت : چرا به مشهد الرّضا ( ع ) نمىروى و از خداوند طلب فرزند نمىكنى ؟ من در كنار قبر آن حضرت از خداوند حاجتهايى خواستهام كه خداوند همه آنها را برآورده است . حاكم طوس مىگويد : من به حرم مطهّر امام رضا ( ع ) رفتم و در كنار قبر شريفش از خداوند فرزندى خواستم . پروردگار به من پسرى عنايت كرد . من نزد ابو منصور رفتم و به او گفتم : خداوند در مشهد حضرت رضا ( ع ) دعاى مرا اجابت كرد و به من فرزندى بخشيد و مرا گرامى داشت . « 1 » ابو نصر نيشابورى مىگويد : دچار بيمارى سختى شدم به حدّى كه از سخن گفتن بازماندم . تصميم گرفتم به زيارت امام رضا ( ع ) بروم و از خدا بخواهم بيمارىام را بهبودى بخشد و زبانم را بگشايد . پس از تشرف به حرم و زيارت حضرت رضا ( ع ) دربالاى سرش دو ركعت نماز گزاردم . آن گاه به سجده رفتم و در سجده بسيار تضرّع و زارى نمودم و از صاحب قبر خواستم كه از من نزد خداوند شفاعت كند كه خداوند مرض مرا بهبودى بخشد و گره زبانم را بگشايد . در سجده به خواب رفتم . در خواب ديدم قبر شكافت و مردى كامل و گندمگون از آن بيرون آمد و نزديك من قرار گرفت و گفت : اى ابو نصر ! بگو لا إله الّا اللّه . به اشاره به او فهماندم كه زبانم بسته است . در اين هنگام فرياد زد : مگر منكر قدرت خداوند هستى ! بگو : لا إله الّا اللّه . پس از اين زبانم باز شد و گفتم : لا إله الّا اللّه و بدين ترتيب ( به بركت امام رضا ( ع ) ) سنگينى و لكنت زبانم بطور كامل از بين رفت و من راحت شدم . « 2 »
تاريخ زندگانى امام رضا (ع) (فارسى) — صفحة 215
مساهمون: على رفيعى
ص٢١٥
حقيقت زيارت حضور « زائر » در مشهد « مَزور » و تجليل و تكريم اوست .
هامش
( 1 ) - عيون اخبار الّرضا ( ع ) ، ج 2 ، ص 312 .
( 2 ) - عيون اخبار الرّضا ( ع ) ، ج 2 ، ص 315 .