تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ زندگانى امام رضا (ع) (فارسى) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤

زبان ما نبايد آشكار گردد . « 1 » * در دوران ولايتعهدى امام رضا ( ع ) مردم گرفتار خشكسالى شدند . عده‌اى از حاشيه‌نشينان مأمون و مخالفان امام ( ع ) اين مسأله را دستاويز قرار داده گفتند : از آن زمان كه على بن موسى به دربار راه يافت خداوند باران را قطع كرد . امام ( ع ) به درخواست مأمون از خداوند طلب باران كرد . پروردگار دعاى آن حضرت را اجابت كرد و باران مرحمتش را بر مردم فروفرستاد . « 2 » بعضى از اطرافيان مأمون كه به ولايتعهدى طمع داشتند با ديدن چنين كرامتى از امام ( ع ) نزد مأمون رفته از امام ( ع ) سعايت كردند . يكى از آنان خطاب به مأمون گفت : « اىاميرمؤمنان ! به من رخصت ده تا با او مجادله كرده از قدر و منزلتش بكاهم . اگر از ترس تو نبود او را از مقام خود پايين آورده ، عدم شايستگىاش را براى اين مقام نزد همگان روشن مىساختم » . مأمون گفت : « هيچ چيزى نزد من محبوب‌تر از اين ( اقدام تو ) نيست » . سپس مأمون به درخواست فرد سخن چين و بدخواه ، مجلس مهمّى با شركت رجال علم و سياست ترتيب داد . خود نيز در اين مجلس شركت كرد . مرد بدخواه ، آغاز به سخن كرد و نسبت به امام ( ع ) مطالبى گفت كه ساحت مقدس آن حضرت از آنها به دور بود . امام ( ع ) در آغاز سعى كرد با منطق او را قانع كند ، ولى وقتى ديد او جسارت را از حدّ گذراند و از وى تقاضاى معجزه كرد ، به صورت دو شيرى كه در متكاى مأمون نقش شده بود اشاره كرد و فرمود : اين فاجر را برگيريد ! آن دو تصوير به دو شير واقعى تبديل شده بر آن مرد يورش برده او را پاره پاره كرده و خوردند ، بگونه‌اى كه هيچ اثرى از او برجاى نماند . « 3 » * يكى از اقدامات مهم و حساب شده مأمون براى كوبيدن شخصيّت امام رضا ( ع ) تشكيل مجالس بحث و مناظره ميان آن حضرت و دانشمندان ملل مختلف بود . وى تحت

هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 49 ، ص 95 و عيون اخبار الرّضا ( ع ) ، ج 2 ، ص 197 .
( 2 ) - تفصيل اين قصّه در درس هشتم آمده است .
( 3 ) - دلائل الامامة ، ص 197 - 198 و عيون اخبار الرّضا ( ع ) ، ج 2 ، ص 179 - 183 .