تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ زندگانى امام رضا (ع) (فارسى) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠

اخلاقى نپرداخت و حتّى مسايل فرعى همچون نماز ، روزه و . . . را يادآور نشد . بلكه اساسىترين مسأله اصولى ؛ يعنى توحيد را مطرح كرد ؛ مسأله‌اى كه زيربناى تمامى مسايل فرعى و اخلاقى بود و به زندگى و هستى مردم مربوط مىشد . امام ( ع ) در اين بيان ، تنها راه ايمنى از عذاب الهى را كه دردناكتر از همه رنجها و مشقّتهاست ، در ورود به دژ توحيد و چنگ زدن به ريسمان « لا إله الّا اللّه » دانسته است . مرحلهء بعد ، كيفيّت نقل سلسلهء سند حديث است . حضرت رضا ( ع ) حديث را مستند به خود نكرد و حتّى از قول پيامبر تنها نيز نقل نفرمود ؛ بلكه در نقل آن شيوه خاصى به‌كار برد ؛ اسامى پدران بزرگوارش را تا رسول خدا ( ص ) به عنوان سلسله اسناد روايت ذكر كرد . از آن حضرت هم پيشتر رفت و سلسله سند را به خداوند منتهى ساخت . امام ( ع ) اين روش را در موارد ديگر نيز به كار مىبرد . رجاء بن ابى ضحّاك ، فرستاده مخصوص مأمون براى بردن آن حضرت به خراسان مىگويد : « حضرت رضا ( عليه السّلام ) در گفتگو با مردم بطور فراوان از پدرش ، از پدرانش ، از على ( ع ) از رسول خدا ( ص ) حديث نقل مىكرد » . « 1 » آيا اين كيفيّت نقل ، بيانگر اين حقيقت نيست كه تنها اين سلسلهء به هم پيوسته است كه حق ولايت و حكومت برمردم را دارد ؟ و نيز تنها كانالى كه انسانها را به دژ ايمن توحيد رهنمون مىسازد ، همين كانال است ؟ اين پيوستگى و ارتباط زنجيره‌اى در بيان نهايى امام ( ع ) كه مرحلهء سوم رسالت الهى آن حضرت را تشكيل مىدهد كاملًا مشهود است . امام ( ع ) براى آن كه اهميّت مسأله ولايت را در كنار مسألهء توحيد نشان دهد و افكار و توجّه همگان را به سوى اين حقيقت به عنوان اساسىترين ركن توحيد جلب كند ، پيام پايانى خود را به گونه‌اى ديگر ابلاغ كرد . پس از آن كه موكب حضرت حركت كرد و در حالى كه چشمهاى عاشقان به موكب پيشوايشان دوخته شده و گامهايشان بدون اختيار در پى قلبهايشان پشت سر فرزند پيامبر ( ص ) حركت مىكرد ، امام ( ع ) سر از كجاوه بيرون آورد .

هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 49 ، ص 95 .