و گذر امام ( ع ) از اين دو شهر بويژه كوفه كه از نظر دستگاه خلافت بسيار حساس و مركز انقلابهاى علويان عليه امويان و عباسيان بود ، موجب مىشد كه مردم از آن حضرت چنان كه شايستهء مقام امامت است استقبال كنند و چه بسا هنگامى كه پيشوايشان را در ميان خويش ببينند مشكل تازهاى براى دستگاه به وجود آورند . در صورتى كه راهى را كه مأمون تعيين كرده بود اين خطر را نداشت ؛ زيرا مردم بصره گرايش عثمانى داشتند و اين شهر تا حدودى سنگر عباسيان به شمار مىرفت . از اين رو ، وقتى « زيدالنّار » در آن جا قيام كرد خانههاى آنان را آتش زد . رجاء بن ابى ضحّاك در رأس هيأتى در سال دويست هجرى براى آوردن امام ( ع ) رهسپار مدينه شد . « 1 » امام رضا ( ع ) كه تاكنون به تمامى دعوتنامههاى مأمون پاسخ رد داده بود « 2 » ، با آمدن پيك مخصوص خليفه و اصرار وى بر حركت امام ( ع ) به سوى مرو ، چارهاى جز پذيرش دعوت او نيافت . امام ( ع ) پيش از ترك مدينه كنار قبر مطهّر جدّ بزرگوارش رسول خدا ( ص ) رفت و با آن حضرت وداع كرد . حضرتش روى شدّت علاقهاى كه به پيامبر ( ص ) داشت چندين بار با مرقد شريف وداع نمود ، امّا هر بار به كنار قبر بازمىگشت ، آن را مىبوسيد و با صداى بلند گريه مىكرد و از مفارقت آن روضهء مطهره بىتابى مىنمود . « 3 » امام ( ع ) در اقدامى ديگر دست فرزندش حضرت جواد ( ع ) را گرفت و او را به مسجد پيامبر ( ص ) برد و در حالى كه دست فرزندش را روى قبر مطهر رسول خدا ( ص ) گذارده بود او را به جدّ بزرگوارش سپرد ، سپس همهء وكلا و نمايندگان و نيز اطرافيان خود را گرد آورد و ضمن معرفى حضرت جواد به عنوان قيّم و جانشين خود به آنان ، همگان را به اطاعت و فرمانبرى از او دستور داد و از مخالفت فرمانش برحذر داشت . « 4 »
تاريخ زندگانى امام رضا (ع) (فارسى) — صفحة 160
مساهمون: على رفيعى
ص١٦٠
هامش
( 1 ) - جلاء العيون ، شبّر ، ج 3 ، ص 85 و بحارالانوار ، ج 49 ، ص 132 .
( 2 ) - در دورانى كه امام ( ع ) در مدينه بود نامههاى زيادى ميان مأمون و آن حضرت ردّ و بدل شد و امام ( ع ) به تمامى نامهها ودرخواستهاى او مبنى بر حركت به سوى مرو پاسخ ردّ داده بود ( بحارالانوار ، ج 49 ، ص 133 ) .
( 3 ) - عيون اخبارالرضا ( ع ) ، ج 2 ، ص 234 و جلاء العيون ، شبّر ، ج 3 ، ص 85 .
( 4 ) - اثبات الوصيّة ، ص 178 و انوارالبهية ، ص 187 .