امام ( ع ) در برابر مردم ظاهر شد و با يك دستور همه را پراكنده ساخت . « 1 » اينها همه گواه آن است كه امام هشتم ( ع ) حتى در مركز حكومت مأمون در ميان مردم از پايگاه اجتماعى عظيمى برخوردار و فرمانش براى همه مطاع و نافذ بود .
ه - مشروعيت بخشيدن به حكومت خويش
عباسيان كه مشروعيت حكومت خود را در پرتو مبارزه عليه ظلم و بيدادگرى امويان و انتساب خويش به پيامبر ( ص ) و شعار « الرّضا من آل محمّد » كسب كرده بودند ، پس از تسلط بر قدرت ، شعارهاى پيشين خود را به فراموشى سپرده همچون امويان ، به درنده خويى و سفاكى روى آوردند . از اين رو حكومت آنان در اندك زمانى در انظار مسلمانان و تودههاى ستمديده ، فاقد مشروعيّت و ازهمان سنخامويان و حتى بدتر ازآنان به شماررفت .
مأمون با توجه به اين خلأ اساسى در صدد برآمد تا براى جلب انظار مردم وجههء خلافت را عوض كند و به آن مشروعيّت ببخشد . براى تحقق اين هدف ، مناسبترين راه اين بود كه فرزند پيامبر ( ص ) و پيشواى شيعيان را كه مظهر حق و شريعت بود به دربار خود جذب كند و بااين حركت ، مدّعاى علويان - مبنى بر غاصبانه بودن حكومت خويش - را عملًا تخطئهنمايد .
مأمون در صورت موفقيّت در اين طرح ، نه تنها از امام رضا ( ع ) بر مشروعيّت حكومت خود تأييد و اعتراف مىگرفت بلكه بر روى يكى از اصول اعتقادى تشيّع ؛ يعنى ستمگرانه و غاصبانه بودن حكومتهاى غيرپيشوايان معصوم ( ع ) خطّ بطلان مىكشيد .
خليفهء عباسى در سخنى به اين انگيزه خود اشاره كرده مىگويد :
ما او ( امام رضا ( ع ) ) را وليعهد خود كرديم تا دعايش براى ما باشد و به حكومت و خلافت ما اعتراف كند و . . . بداند كه امر خلافت از آن ماست نه او . « 2 »
هامش
( 1 ) - تاريخ طبرى ، ج 8 ، ص 565 و عيون اخبار الرضا ( ع ) ، ج 2 ، ص 174 .
( 2 ) - عيون اخبارالرضا ( ع ) ، ج 2 ، ص 181 .