خواهد داد اين است كه تو را ( از وليعهدى ) بر كنار مىكند . پس از هارون بخواه كه در اين سفر همراه او باشى . مأمون نظر فضل را پسنديد و پدر را راضى كرد كه در كنار او باشد . « 1 » « بكر بن معتمر » كه پيش از مرگ هارون همراه نامههايى از سوى امين براى سپاهيان ، مأمون ، صالح برادر ديگرش و فضل بن ربيع راهى خراسان شده بود ، پس از مرگ هارون ، نامهها را به صاحبانش داد . سپاهيان پس از دريافت نامهء امين به مشورت با يكديگر پرداختند . فضل بن ربيع به تحريك آنان در پيوستن به امين پرداخت و گفت : من حكومتى آماده را به ديگرى ( اشاره به مأمون ) كه معلوم نيست فرجام كارش چگونه خواهد بود وانمىگذارم . سپس از آنان خواست به سوى بغداد حركت كنند . سپاهيانى كه مدتى از خانه و خانواده خود دور بودند به درخواست فضل پاسخ مثبت داده آماده حركت شدند . مأمون كه در آن هنگام در يك فرسخى مرو بود و قصد سمرقند را داشت با آگاهى از تلاشهاى فضل بن ربيع عليه خود پس از مشورت با يارانش نامهاى به فضل نوشت و از وى خواست به مرو بازگردد ؛ ليكن پسر ربيع بىاعتنا به خواستهء مأمون راه خود را ادامه داد و به بغداد رفت . « 2 » مأمون از اين اقدام سخت برآشفت و در صدد خلع امين برآمد و پس از يك سلسله مكاتباتى كه ميان دو برادر ردّ و بدل شد كار به خصومت و جنگ كشيد .
تاريخ زندگانى امام رضا (ع) (فارسى) — صفحة 119
مساهمون: على رفيعى
ص١١٩
امين در سال 194 برادرش مأمون را از ولايتعهدى خلع كرد و فرزندش « موسى » را بر اين سمت برگزيد و در سال 195 « على بن عيسى » استاندار سابق خراسان ، را كه به علت ستمهاى فراوانش نسبت به مردم ، توسط هارون بر كنار شده بود با سپاهى عظيم و مجهّز
هامش
( 1 ) - تاريخ طبرى ، ج 8 ، ص 338 و كامل ، ابن اثير ، ج 6 ، ص 192 .
( 2 ) - همان ، ص 366 - 371 و همان ، ص 222 - 224 .