تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ زندگانى امام رضا (ع) (فارسى) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨

خود واگذار كه كوثر دو عدد ماهى صيد كرده است ولى من هنوز چيزى صيد نكرده‌ام ! » « 1 » « امين غرق در لذائذ و عياشى بود « 2 » ، و در اين راه زنان را طرد كرده ، به اختگان روى آورده بود و بازيگران و سرگرم كنندگان را از شهرهاى مختلف به سوى خويش فراخوانده بود . » « 3 » « در سيرت امين هيچ رفتار پسنديده‌اى كه در خور ذكر باشد نيافتيم . » « 4 »

مخالفت مأمون

هارون براى پيشگيرى از اختلافِ فرزندانش با يكديگر بر سر قدرت پس از خود ، نخست فرزندش امين را در سال 175 به وليعهدى برگزيد و در سال 183 « مأمون » را نيز در ولايتعهدى شركت داد و در سال 189 براى فرزند ديگرش « مُؤتمن » نيز پيمان نوشت كه پس از مأمون عهده‌دار حكومت گردد . مأمون كه امين را خوب مىشناخت و مىدانست كه او كسى نيست كه حكومت را پس از خود به وى واگذار كند ، از همان آغاز به مخالفت با برادر برخاست و با تدبير « فضل بن سهل » ايرانى تلاش گسترده‌اى را براى قبضه كردن قدرت آغاز كرد . همراهى او با پدرش در سفر به خراسان در راستاى همين هدف صورت گرفت . زيرا نظر هارون در ابتدا بر ماندن وى در بغداد بود ولى فضل بن سهل كه احتمال مرگ هارون را در اين سفر مىداد به مأمون گفت : نمىدانى در اين سفر براى رشيد چه اتفاقى خواهد افتاد ؛ در حالى كه خراسان ولايت توست « 5 » ، و امين ( از جهاتى ) از تو پيش است . او پسر زبيده است و داييهايش هاشمى هستند ، و زبيده با همهء امكانات و اموالش حامى اوست . كمترين اقدامى كه در حق تو انجام

هامش
( 1 ) - الفخرى ، ص 195 .
( 2 ) - الحياة السياسيّة للامام الرضا ( ع ) ، ص 121 .
( 3 ) - تاريخ الخلفاء ، ص 301 و تاريخ طبرى ، ج 8 ، ص 58 .
( 4 ) - الفخرى ، ص 212 و مختصر اخبار الدّول ، ص 134 .
( 5 ) - مادر مأمون كنيزى خراسانى به نام مُراجِل بود ؛ از اين رو ، او خراسانيان را دايى خود مىدانست و مردم خراسان نيز - با توجه به‌اين جهت - هواخواه وى بودند و او را بر امين ترجيح مىدادند .