تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ زندگانى امام رضا (ع) (فارسى) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣

براى دستگاه خلافت گران بود كه درباريان احساس خطر كرده جريان فعّاليتهاى آن حضرت را به هارون گزارش كردند . « عيسى بن جعفر » ، برادر خانم هارون ، خطاب به خليفه گفت : سوگندت را دربارهء خاندان ابوطالب به ياد بياور ! تو سوگند خوردى كه چنانچه هر يك از آنان پس از موسىبن جعفر ادعاى امامت كند گردنش را بزنى ؛ و اين فرزندش على است كه مدعى امامت است و درباره او همان گفته مىشود كه درباره پدرش گفته مىشد . هارون با خشم بر او نگريست و گفت : چه مىپندارى ؟ مىخواهيد من همه آنان را بكشم ؟ ! در سعايت « يحيى بن خالد برمكى » - وزير هارون - از امام رضا ( ع ) آمده است : اين على ، فرزند موسى بن جعفر است كه ( بر جاى پدر ) نشسته و مدعى امامت است . هارون - كه هنوز وجدانش از جريان به شهادت رساندن امام كاظم ( ع ) در رنج و عذاب بود - در پاسخ او با ناراحتى گفت : آيا آنچه را كه در حقّ پدرش مرتكب شديم كافى نيست ؟ ! شما مىخواهيد ما همهء آنان را بكشيم . « 1 » از اين روايات استفاده مىشود كه امام رضا ( ع ) بىپروا از دشمن و بدون بيم و هراس ، به تبيين و تثبيت امامت خود پرداخت و با اتخاذ اين سياست ، حق را براى همگان آشكار ساخت . علّت در پيش گرفتن اين سياست به نسبت حادّ ، اين بود كه در طول مدت درازى كه پدر بزرگوارش در زندان بسر مىبرد از سوى حكومت و نيز گروههاى منحرف ، امامت شيعى دستخوش ابهامات ، تحريفات و تهاجمات كينه‌توزانه و ناجوانمردانه‌اى قرار گرفته بود و شايد يكى از عللى كه انديشهء انحرافى واقفيّه مورد پذيرش گروهى ساده‌انديش در جامعه آن روز قرار گرفت همين مسأله بود . در چنين شرايطى لازم بود شخصيّتى مثل امام رضا ( ع ) كه علاوه بر عهده‌دارى مسؤوليّت امامت ، بيشترين و عميقترين شناخت را از اصول و مبانى امامت و نيز خطرات و توطئه‌هايى كه موجوديت آن را تهديد مىكرد داشت به تبيين و تثبيت اركان آن همّت

هامش
( 1 ) - عيون اخبار الرضا ( ع ) ، ج 2 ، ص 246 و بحارالانوار ، ج 49 ، ص 113 .
تاريخ زندگانى امام رضا (ع) (فارسى) — صفحة 103 | على رفيعى