محمد بن سنان مىگويد : در روزگار هارون ، به امام رضا ( ع ) عرض كردم : خود را به اين امر ( امامت ) مشهور ساخته و جاى پدر نشستهاى ؛ در حالى كه از شمشير هارون خون مىچكد ! امام ( ع ) فرمود : « آنچه مرا به اين كار بىپروا ساخته سخن رسول خداست كه فرمود : اگر ابوجهل يك مو از سر من گيرد گواه باشيد كه من پيامبر نيستم . من هم به شما مىگويم : اگر هارون مويى از سر من كم كرد گواه باشيد كه من امام نيستم . » « 1 » ابن ابوحمزه مىگويد : به امام رضا ( ع ) عرض كردم : تو چيزى را آشكار ساختهاى كه هيچ يك از پدرانت آشكار نساخته و بدان سخن نگفته است . امام ( ع ) فرمود : بله ، سوگند به خدا برترين نياى من ، رسول خدا ( ص ) ، بدان سخن گفته است ؛ آن گاه كه خداوند او را مأمور كرد خويشان نزديك خود را انذار كند ؛ او چهل نفر از اقوام خود را گرد آورد و به آنان فرمود : من فرستادهء خدا به سوى شما هستم . عمويش ابولهب بيش از همهء حاضران به تكذيب و آزار او پرداخت . رسول خدا ( ص ) به آنان فرمود : اگر ابولهب به من ضربهاى زد من پيامبر نيستم و اين نخستين نشانه نبوت من براى شماست . من نيز مىگويم : اگر هارون خدشهاى بر من وارد كرد ( بدانيد كه ) من امام نيستم و اين نخستين نشانه امامت من است كه به شما ارائه مىكنم . « 2 » بجز افراد ياد شده ، افراد ديگرى نيز امام را از فعّاليتهاى آشكار و بىباكانهاش برحذر داشته آن گرامى را به تقيّه توصيه مىكردند . « 3 » دقت در اين موارد بيانگر اين است كه امام رضا ( ع ) در آغاز امامت خود روى اساسىترين و حياتىترين مسأله جامعه يعنى مسأله رهبرى كه محل برخورد افكار و تضارب آراء گروههاى مختلف فكرى و سياسى جامعه آن روز بود انگشت گذاشت و با صراحت ، خود را پيشواى جامعه معرفى كرد . مبارزات علنى امام در زمينه تبيين و تثبيت امامت خود و نفى امامت ديگران به حدّى
تاريخ زندگانى امام رضا (ع) (فارسى) — صفحة 102
مساهمون: على رفيعى
ص١٠٢
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 49 ، ص 115 .
( 2 ) - همان ، ج 48 ، ص 270 .
( 3 ) - همان ، ص 271 و ج 49 ، ص 116 .