تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ زندگانى امام كاظم (ع) (فارسى) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
را خواست ؛ آنگاه خطاب به ما فرمود : شما را پس از خود به اين ( پسرم ) سفارش مىكنم ؛ سوگندبه خدا او پس از من صاحب و سرپرست شماست . » « 1 »

* فيض بن مختار مىگويد :

« به محضر ابوعبداللَّه جعفر صادق عليه السلام عرض كردم : با معرفى امام پس از خوددست مرا بگيريد و از آتش نجاتم بخشيد ؛ در اين ميان موسى كاظم عليه السلام كه نوجوان بود وارد شد . امام عليه السلام فرمود : اين صاحب شماست ؛ به دامن وى تمسك جوييد . »

* يزيد بن اسباط مىگويد :

« بر امام صادق عليه السلام در بيمارى منجر به رحلتش وارد شدم . فرمود : اى يزيد ، آيا اين كودك را مىبينى ؟ زمانى كه ديدى مرم دربارهء او دچار اختلاف شده‌اند ، گواهى ده بر من به اينكه تو را آگاه ساختم كه حسد برادران يوسف نسبت به وى موجب شد كه او را به چاه افكنند و اين زمانى بود كه وى به ايشان خبر داد كه در خواب ديده يازده ستاره و خورشيد و ماه در برابرش سجده مىكنند . اين نوجوان نيز ( از سوى بعضى برادرانش ) مورد حسد واقع مىشود . سپس ( فرزندانش ) موسى ، عبداللَّه ، اسحاق ، محمّد و عباس را فراخواند و خطاب به آنان فرمود : اين ( اشاره به موسى عليهم السلام ) جانشين جانشينان ، دانا به همه دانشهاى دانشمندان و گواه برمردگان و زندگان است . سپس اين آيه را تلاوت فرمود : « سَتُكْتَبُ شَهادَتُهُمْ وَ يَسْأَلُونَ » « 2 » گواهى آنان نوشته مىشود و از آن بازخواست خواهند شده . » « 3 »

2 - شايستگيهاى فردى

هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 48 ، ص 19 .
( 2 ) - زخرف ( 43 ) ، آيه 19 .
( 3 ) - بحارالانوار ، ج 48 ، ص 21 و مناقب ، ج 4 ، ص 321 .