تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ زندگانى امام كاظم (ع) (فارسى) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
نشانه‌اى به تو ارائه خواهم داد . لحظاتى نگذشت كه مردى خراسانى به حضور امام عليه السلام شرفياب شد و با امام عليه السلام با زبان عربى سخن گفت ولى امام كاظم عليه السلام پاسخ او را به فارسى داد . مرد خراسانى عرضه داشت : سوگند به خد از اين جهت به فارسى سخن نگفتم كه گمان مىبردم شما به خوبى نمىتوانيد پاسخ بگوييد . امام عليه السلام با تعجب فرمود : سبحان اللَّه ! اگر من توانايى پاسخگويى به تو را ( به زبان فارسى ) نداشته باشم در آنچه كه سزاوار آن هستم ( امامت ) چه فضل و برترى بر تو دارم ؟ ! سپس افزود : اى ابو محمّد ! سخن و زبان هيچيك از مردم و حتى حيوانات و هر موجود جاندارى بر امام پنهان نيست ( و امام از همهء آنها آگاهى دارد ) . پيشواى هفتم عليه السلام در اين جريان دو نشانه از نشانه‌هاى امامت را به ابوبصير ارائه داد : نخست ، خبر داد از غيب و ديگر ، سخن گفتن به زبان فارسى ؛ سپس به صورت يك قاعدهء كلى فرمود : امام به همهء زبانها حتب منطق حيوانات و تمامى موجودات زنده آگاه است و گرنه بين او و ديگران فرقى نيست . على بن ابوحمزه مىگويد : نزد ابوالحسن عليه السلام بودم كه سى بردهء حبشى كه براى آن حضرت خريدارى شده بودند وارد شدند . امام عليه السلام با يكى از آنان ، ساعتى به گفتگو پرداخت و همهء آنچه را كه تصميم داشت بگويد به وى فرمود . سپس درهمى به او داد و فرمود : به هر يك از يارانت در هر ماه سى درهم بده ، پس از اين آنان از محضر امام بيرون رفتند . به امام عليه السلام عرض كردم : فدايت شوم ! مىديدم اين جوان به زبان حبشى سخن مىگفت ، چه دستوراتى به وى داديد ؟ فرمود : به وى دستور دادم كه با يارانش به نيكى رفتار كند و به هر يك از آنان در هر ماه سى درهم بپردازد . علّت انتخاب وى اين بود كه چون به او نگريستم ، او را جوانى خردمند از فرزندان فرمانروايشان يافتم ؛ از اين رو ، او را بدانچه لازم دانستم سفارش كردم . او همهء سفارشهاى مرا پذيرفت . سپس خطاب به على بن ابو حمزه فرمود : شايد از سخن گفتن من با او به زبان حبشى تعجّب كردى ؟ تعجب نكن ! آنچه از ( توانمنديها و كمالات و فضائل ) امام بر تو پوشيده
تاريخ زندگانى امام كاظم (ع) (فارسى) — صفحة 80 | على رفيعى