تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ زندگانى امام كاظم (ع) (فارسى) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦

فرمان قتل امام ( ع ) را به فضل داد ، ولى او نيز از انجام آن خوددارى كرد . خليفه مجبور شد امام ( ع ) را به دست « فضل بن يحيى برمكى » بسپارد . عبادت و نيايش امام كاظم ( ع ) و اعمال و رفتار آن حضرت در مدتى كوتاه « فضل بن يحيى » را نيز تحت تأثير قرار داد و او را مجذوب و شيفته آن وجود الهى كرد . « 1 » چندانكه وى نيز رفتار خود را با آن حضرت تغيير داد و او را اكرام و احترام كرد و وسائل رفاه و آسايش آن بزرگوار را فراهم ساخت . جاسوسان ، رفتار خوب و دوستانه « فضل » با موسى بن جعفر ( ع ) را در ، « رقّه » - محل ييلاقى هارون - به گوش خليفه رساندند . هارون از شنيدن اين خبر سخت خشمگين شد و پس‌از كسب اطمينان از گزارش فوق ، توسط « مسرور » غلام خود ، دو دستور زير را صادر كرد : نخست ، به « عباس بن محمد » فرمان داد تا به وسيلهء « سندى بن شاهك » رئيس پليس بغداد « فضل بن يحيى » را به جرم خوش رفتارى با موسى بن جعفر ( ع ) صد تازيانه بزند . ديگر آنكه « سندى بن شاهك » آن حضرت راتحويل بگيرد . « 2 » اتخاذ اين تصميم بدان جهت بود كه هارون ديد دستگيرى امام كاظم ( ع ) و انتقال او از زندانى به زندان ديگر از نظر سياسى به زيان دستگاه خلافات تمام شده است ؛ زيرا اوّلًا : برغم كوشش هارون براى پنهان نگهداشتن جريان دستگيرى امام ( ع ) ، بسيارى از مردم در اين نقل و انتقالها از آن مطلع شدند و كينهء دست اندركاران اين جنايت را به دل گرفتند . ثانياً : بسيارى از درباريان ، از نزديك با پيشواى شيعيان ملاقات كردند و ذهنيّت و ديدگاهشان نسبت به آن گرامى تغيير كرد . آنان پيش از اين مىپنداشتند كه موسى بن جعفر ( ع ) ، همان گونه كه دستگاه تبليغ مىكند مردى است ياغى ، قدرت طلب و عامل پراكندگى و اختلاف مسلمانان ! ولى وقتى از نزديك او را ديدند ، متوجه شدند او مرد خدا و معنويت است و اگر مسأله خلافت براى او مطرح است ازجنبه معنويت مطلب است نه از جنبه رياست طلبى و دنياخواهى . از اين رو ، قلباً تحت تأثير افكار و رفتار خداجويانه و زاهدانه آن بزرگوار قرار گرفته ، مجذوب و شيفته كمالات معنوى و اخلاق

هامش
( 1 ) - همان .
( 2 ) - ارشاد ، ص 301 .
تاريخ زندگانى امام كاظم (ع) (فارسى) — صفحة 216 | على رفيعى