تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ زندگانى امام كاظم (ع) (فارسى) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
عيسى پس از مشورت با ياران نزديك خود ، به درخواست هارون پاسخ ردّ داد و در جواب نامه او نوشت : « من در طول مدت بازداشت موسى بن جعفر از راههاى مختلف او را آزمودم ، ولى جز عبادت و نيايش او به درگاه حق ، چيزى دستگيرم نشد . و حتى نديدم او در دعا و نيايش خود ، عليه تو يا من دعايى بكند . . . بنابراين اگر دستور دهى او را از من تحويل بگيرند بهتر است و گرنه من نمىتوانم بيش از اين او را در زندان نگه‌دارم ؛ چون حقيقت اين است كه من از نگهدارى او در رنج و ناراحتى روحى زياد به سر مىبرم . » « 1 »

انتقال به بغداد

هارون ، پس از دريافت نامهء والى بصره و پسر عمو و برادر زن خود فهميد كه اوتحت تأثير اعمال و رفتار موسى بن جعفر ( ع ) قرار گرفته و دلش به وى متمايل شده‌است . از اين رو ، كسى را فرستاد تا آن حضرت را از عيسى تحويل گرفته به بغداد منتقل نمايد و به دست « فضل بن ربيع » « 2 » بسپارد . « 3 » امام كاظم ( ع ) پس از يك سال تحمل زندان در بصره ، « 4 » تحت مراقبت شديد مأموران حكومتى به بغداد منتقل و نزد « فضل » ، دربان هارون زندانى شد . امام ( ع ) مدت زيادى نيز در زندان « فضل » ماند . عملكرد آن حضرت در طول اين مدت ، بگونه‌اى بود كه حاجب مخصوص خليفه و همهء كسانى كه با آن بزرگوار در ارتباط بودند ، تحت تأثير قرار گرفته ، شيفته و مجذوب كمالات و شخصيت معنوى و الهى او شده بودند . از اين رو « فضل » نيز پس از مدتى وضع امام ( ع ) را تغيير داد و و ضع و موقعيت بهترى براى آن حضرت فراهم كرد . هارون كم و بيش از اين موضوع آگاهى داشت . براى جلوگيرى از تكرار حادثهء بصره ،

هامش
( 1 ) - همان .
( 2 ) - فضل فرزند ربيع ، حاجب معروف منصور است . اين پدر و پسر در دستگاه خلافت عباسيان ، جايگاه ويژه‌اى داشتند و جزو خواص دربار آنان و فوق‌العاده مورد اعتماد ايشان بودند .
( 3 ) - ارشاد ، ص 300 .
( 4 ) - بحارالانوار ، ج 48 ، ص 233 .