يكسره كند تا آنكه در سال 179 هجرى قمرى پيش از انجام اعمال حج راهى مدينه شد و با وقاحت تمام در برابر روضه مطهر رسول خدا ( ص ) ايستاد و بىآنكه از غصب خلافت و حيف و ميل بيتالمال مسلمانان و ستمها و جنايات خويش در حق خاندان پيامبر ( ص ) شرم كند خطاب به آنحضرت گفت : « اى رسول خدا ! از اقدامى كه مى خواهم انجام دهم از شما پوزش مىطلبم . مىخواهم موسى بن جعفر را بازداشت كنم ؛ زيرا او درصدد ايجاد فتنه و اختلاف و خونريزى در ميان امت است . » « 1 » آنگاه دستور داد آن بزگوار را در حالى كه در مسجد رسول خدا ( ص ) مشغول نماز بود دستگير كردند و براى آنكه شيعيان نفهمند امامشان را به كجا تبعيد كردهاند و نيز براى جلوگيرى از شورش احتمالى انقلابيون ، دستور داد هنگام بيرون بردن امام ( ع ) از مدينه دو كجاوه ترتيب دادند و با هركدام گروهى مسلح همراه كردند . يك كجاوه شبانه و به مقصد بصره وكجاوه ديگر در روز به مقصد كوفه حركت داده شد و امام ( ع ) را با كجاوهاى كه عازم بصره بود روانه كردند . « 2 » امام كاظم ( ع ) پيش از رسيدن به بصره با « عبدالله بن مرحوم ازدى » كه از بصره عازم مدينه بود ملاقات كرد و چندين نامه به او داد و سفارش كرد آنها را به فرزند و امام پس از خودش ، حضرت رضا ( ع ) برسانند . « 3 »
تاريخ زندگانى امام كاظم (ع) (فارسى) — صفحة 213
مساهمون: على رفيعى
ص٢١٣
موسى بن جعفر ( ع ) روز هفتم ذيحجه ، سال 179 هجرى قمرى به بصره برده شد و به عيسىبن جعفر ، نوه منصور ، پسرعمو و برادرزن هارون كه عهدهدار حكومت بصره بود ، تحويل داده شد .
عيسى امام ( ع ) را در يك سلول انفرادى بازداشت كرد و جز به هنگام وضو گرفتن و
هامش
( 1 ) - مقاتل الطالبيين ، ص 334 .
( 2 ) - عيون اخبارالرضا ( ع ) ج 1 ، ص 70 و بحارالانوار ، ج 48 ، ص 221 .
( 3 ) - تنقيح المقال ، ج 2 ، ص 214 از اين روايت استفاده مىشود كه هارون در مدينه به فرزند پيامبر ( ص ) آنقدر فرصت و اجازه نداده است كه سفارشهاى خود را به فرزندش امام رضا ( ع ) بكند .