منصور جنبهء سياسى قضيّه را عنوان كرد وگفت : اين يك سياست حكومتى است ؛ سپس حضرت را سوگند داد كه خواستهاش را بپذيرد . امام ( ع ) وقتى با اصرار فراوان منصور مواجه شد ناچار پذيرفت . درباريان ، اميران و سپاهيان گروه گروه مىآمدند ، فرارسيدن نوروز را به آن حضرت تبريك مىگفتند و هدايا را به او تقديم مىكردند . خدمتكار منصور بر سر حضرت ايستاده بود و يكايك هدايا را شمارش مىكرد . آخرين نفر پيرمرد كهنسالى بود كه عرض كرد : اى پسر رسول خدا ( ص ) ! من مردى تهيدست هستم ! از اين رو ، به جاى هديهء مالى ، سه بيت شعرى كه جدّم در رثاى جدّ شما حسينبن على سروده است به عنوان هديه خدمتتان تقديم مىكنم . مضمون اشعار هديه شده چنين است : « در شگفتم از شمشير جلا داده شدهاى كه در روز نبرد بر وجود غبارآلود تو فرود آمد . و نيز از تيرهايى كه در پيش روى آزادگان در حالى كه جدّت را فرا مىخواندند ( و فرياد وا محمد ايشان بلند بود ) و سيل اشك از چشمانشان جارى بود ، بر پيكرت وارد شد . چگونه عظمت و بزرگوارىات موجب پراكندگى و كاهش تيرها بر پيكر مباركت نگشت ! » امام ( ع ) به گرمى هديهاش را پذيرفت و او را در كنار خود نشانيد ؛ سپس به خدمتكار منصور فرمود : نزد خليفه برو و گزارش هداياى فراهم آمده را به او بده و از او نسبت به آنها كسب تكليف كن . خادم مأموريت را انجام داد و بازگشت و پيام آورد كه منصور گفته است : همهء اموال را به موسىبن جعفر بخشيدم ، هر گونه مىخواهد در آنها تصرف كند . امام ( ع ) تمامى آن هدايا را به آن پيرمرد بخشيد . « 1 » خوددارى اوّليهء امام ( ع ) از پذيرش دعوت منصور ، و بر خلاف سنت پيامبر ( ص ) قلمداد كردن جشن نوروزى دستگاه خلافت كه از بدعتهاى معاويه بود وهمانگونه كه در بيان منصور آمده بود با اهداف سياسى برگزارمىشد و مهمتر از آنها استقبال گرم امام ( ع ) از سه بيت شعرى كه در مصيبت جدّش سروده شده بود ، به عنوان بهترين هديه و بخشيدن همهء هدايا و تحفههاى فراهمآمده از درباريان ، رجالكشورى و لشكرى وبزرگان و اشراف به پيرمرد به پاداش اشعار اهدايى او ، همه نشانگر موضع منفى امام ( ع ) نسبت به خليفه و دستگاه سلطنتى اوست .
تاريخ زندگانى امام كاظم (ع) (فارسى) — صفحة 195
مساهمون: على رفيعى
ص١٩٥
هامش
( 1 ) - مناقب ، ج 4 ، ص 318 - 319 ؛ بحارالانوار ، ج 48 ، ص 108 .