ب - مهدى
از امام كاظم ( ع ) در برابر مهدى عباسى مواضع منفى زيادى در تاريخ ثبت شده كه در درسهاى پيش به تناسب به پارهاى از آنها اشاره كرديم . « 1 » در اينجا به ذكر يك نمونه بسنده مىكنيم . مهدى در آغاز حكومت خود تصميم به باز پس دادن اموال مردم گرفت . از اين رو ، امام كاظم ( ع ) را خواست و اموالى را كه پدرش منصور از امام صادق ( ع ) ضبط كرده بود به وى بازگرداند . « 2 » امام ( ع ) از فرصت استفاده كرد و براى نشان دادن عدم صداقت مهدى در ادعاى خود مسأله فدك را مطرح كرد و فرمود : چرا حق ( ديگر ) ما را پس نمىدهى ! ؟ مهدى پرسيد : آن چيست ؟ فرمود : « زمانى كه خداوند فدك و نواحى آن را به دست پيامبرش بدون جنگ و درگيرى فتح كرد اين آيه را فرو فرستاد : « وَ آتِ ذَاالْقُرْبى حَقَّهُ » « 3 » و حق نزديكان را بپرداز ! رسول خدا ( ص ) ندانست منظور كيانند تا آنكه جبرئيل فرود آمد و از سوى خدا فرمان داد فدك را به فاطمه ( ع ) بپردازد . رسول خدا ( ص ) فاطمه ( ع ) را خواست و فدك را به او تسليم كرد . . . . مهدى پرسيد : حدود فدك كجاست ( تا من آن را نيز بازگردانم ) ؟ امام ( ع ) فرمود : يك سمت آن كوه احد ، سمت ديگرش عريش مصر ، مرز سوم آن درياى احمر و حدّ چهارمش دُومةالْجَنْدَل است . مهدى كه از سخنان امام ( ع ) شگفتزده شده بود با پريشانى پرسيد : همهء اينها كه گفتيد حدود فدك است ! ؟ امام فرمود : بلى ، همهء اينها بدون جنگ و درگيرى به تصرف پيامبر ( ص ) درآمد و ملك آن حضرت گرديد . مهدى گفت : خيلى زياد است ، بايد فكر كنم . « 4 »