درس نوزدهم :
پاسدارى از ميراث امامت
دعوت به امامت و پاسدارى از ميراث گرانبهاى آن به عنوان اساسىترين پايهء حفظ مكتب و استوارترين و مطمئنترين پشتوانهء اجراى اصول و ارزشهاى اسلامى و انسانى همچون آزادى ، استقلال ، عدالت اجتماعى و . . . در سطح جامعه ، همواره در سرلوحهء برنامهء دعوت امامان ( ع ) قرار داشته است . اهميّت و حساسيّت اين رسالت مهمّ در مقايسه با ديگر رسالتهاى آن بزرگواران در اين است كه اين ركن ركين مكتب تشيع پس از رحلت رسول اكرم ( ص ) ، در معرض بيشترين و خطرناكترين توطئهها و موضعگيريها از سوى دشمنان اسلام قرار گرفته است . حاكمان و زمامدارانى كه پس از رحلت رسول خدا ( ص ) بر مسند خلافت اسلامى تكيه زدند - جز دوران بسيار كوتاه حكومت اهل بيت ( ع ) - به رغم اختلافات فكرى و سياسى كه با يكديگر داشتند در مبارزه با جبههء امامت و لزوم حذف آن از فرهنگ سياسى مكتب ، اتفاق نظر داشتند .
تلاشهاى آنان در اين رابطه ابعاد مختلفى داشت ، از جمله :
1 - تحريف معناى امامت و محدود كردن آن به رهبرى سياسى جامعه و جدا كردن دو ركن مهمّ ديگر يعنى رهبرى فكرى و اخلاقى از پيكره آن . هدف آنان از تحريف اين بود كه بتوانند خلافت و زمامدارى خويش را - كه صرفاً جنبهء سياسى داشت و از آموزش دينى به مفهوم واقعى خود و نيز تزكيه و تهذيب روحى امت كاملًا تهى بود - بر آن منطبق ، و چنين وانمودكنند كه آنان نيز پيشواىامت و « امام مسلمين » هستند . ابن ابى الحديد مىگويد :
« از استادم درباره نصّ بر امامت على ( ع ) پرسيدم و گفتم : چگونه ممكن است آنان نصّ رابه كنارى نهاده باشند ؟
استادم گفت : علت عمده آن اين است كه آنان خلافت را در شمار معالم دينى همچون نماز و