چنگ مىزنند ، از دشمنان ما بيزارى جسته بر ولايت ما استوار مىمانند . آنان از ما و ما از ايشان هستيم . آنان از ما به عنوان امامان خويش ، خشنودند و ما از ايشان به عنوان شيعيانمان خشنوديم . پس خوشابه حال ايشان ، خوشا به حال ايشان . سوگند به خدا آنان در مقامات و درجات ما در روز قيامت همراه با ما هستند .
نكات مهمّى كه از اين حديث شريف استفاده مىشود عبارت است از :
1 - مسألهء انتظار ظهور « قائم » از فرزندان رسول خدا ( ص ) از مدتها قبل از ولادت پيشواى دوازدهم در ميان مسلمانان مطرح بوده است ، ليكن بعضى مصداق آن را به طور دقيق نمىدانستند كه امامان ( ع ) مصداق آن را تعيين مىكردند .
2 - مدت غيبت حضرت حجت « عج » آنقدر به طول خواهد انجاميد كه گروهى از معتقدان به آن گرامى از دين برمىگردند .
3 - فلسفهء غيبت ، ترس آن حضرت بر جان خويش است ؛ بنابراين ، مردم نقش اصلى را در فراهم كردن زمينهء ظهور يا تداوم غيبت آن بزرگوار بر عهده دارند .
4 - استوار قدمان در محبّت و ولايت اهل بيت ( ع ) در دوران غيبت كبرى از اجرى جزيل و پاداشى بزرگ برخوردار هستند .
آثار وضعى همنشينى با افراد
روزى پيشواى هفتم ( ع ) به يكى از ياران خود به نام « سليمان بن جعفر » فرمود : چرا با عبدالرحمان بن يعقوب ( كه فرد فاسقى است ) همنشين هستى ؟ سليمان گفت : او دايى من است . فرمود : او دربارهء خدا عقيدهاى فاسد دارد . تو يكى از دو راه را بايد برگزينى ؛ يا همنشينىبااو و ترك ما و يا همنشينى با ما و ترك او . سليمان گفت : او هر چه مىخواهد بگويد ؛ وزر و وبالش بر عهده خودش مىباشد . وقتى من عقيدهء او را نپذيرم چه گناهى بر من است !
فرمود : آيا نمىهراسى از اينكه عذابى فرود آيد و هر دوى شما را فرابگيرد ؟ سپس فرمود : شخصى از ياران موسى بن عمران ( ع ) ولى پدرش از اعوان فرعون بود . وقتى لشكر فرعون موسى و پيروان او را تعقيب كرد ، آن پسر از موسى و يارانش بازماند تا پدرش را موعظه كند و او را به موسى ملحق سازد . ولى وقتى فرعون و سپاهيانش در دريا