جبريان
اعتقاد به جبر ريشه در دوران جاهليت دارد . قرآن از قول مشركان نقل مىكند : « لَوْ شاءَ اللَّهُ ما عَبَدْنا مِنْ دُونِهِ مِنْ شَيْئٍ نَحْنُ وَ لا آباؤُنا وَ لا حَرَّمْنا مِنْ دُونِهِ مِنْ شَيْئٍ . » اگر خدا مىخواست ، نه ما و نه پدران ما ، غير او را پرستش نمىكرديم و چيزى را بدون اجازه او حرام نمىساختيم . پس از ظهور اسلام ، انديشه جبريگرى توسط معاويه - كه افكارش متأثر از افكار جاهلى و نيز برخى از آراى يهوديان در ارتباط با جبر بود - ترويج شد . خلفاى پس از او نيز كه گسترش اين فكر را در راستاى منويات سياسى خود مىديدند از آن جانبدارى كردند ؛ زيرا اعتقاد به جبر مىتوانست خلفا را در تحكيم قدرتشان يارى داده ، انحرافات و جنايات آنان را توجيه كند . ضمن آنكه اين اثر را نيز داشت كه مردم را از اعتراض نسبت به خطاهاى حاكمان بازمىداشت . جبريان براى اثبات نظريّه خود به ظواهر بعضى آيات و روايات استناد مىكردند . از جمله اين روايت نبوى كه مىفرمايد : « الشَّقِىُّ مَنْ شَقِىَ فى بَطْنِ امِّه وَ السَّعيدُ مَنْ سَعِدَ فى بَطْنِ امِّه . » « 1 » بدبخت كسى است كه در رحم مادر گرفتار شقاوت شود و خوشبخت كس است كه در شكم مادر سعادتمند باشد .