جعفر كذّاب ، كس ديگرى از بستگان امام را دم در نمىديدند . از اين رو ، شهادت امام عسكرى ( ع ) را به وى تسليت و امامت او را تبريك مىگفتند . او نيز پذيرا و جوابگوى اين تسليتها و تبريكها بود . دوم ، خود را آمادهء اقامهء نماز بر جنازهء امام ( ع ) كرد . وقتى كار غسل و كفن كردن امام به پايان رسيد ، « عقيد » خادم امام نزد جعفر آمد و از او براى اقامهء نماز دعوت كرد . جعفر در حالى كه شيعيان گرد او را گرفته بودند ، داخل منزل شد تا بر پيكر امام نماز بخواند كه حجّت حق ظاهر شد و او را كنار زد و خود بر پيكر پدر نماز گزارد . « 1 » بدون شك ، اگر جعفر موفق مىشد بر جنازهء امام عسكرى ( ع ) نماز بخواند ، علاوه بر كسب وجهه و شهرت اجتماعى ، سنگ بناى امامت و جانشينى خود از امام يازدهم را بنيان مىنهاد ، چرا كه بهترين راه براى اثبات اين مسأله اقامهء نماز بود . ولى وى در اين اقدام موفق نشد و با حضور بموقع حضرت حجّت در حالى كه رنگ از چهرهء جعفر پريده بود ، با رسوايى عقب نشست . سوّم ، تصاحب داراييهاى امام عسكرى ( ع ) به عنوان تنها وارث آن حضرت ، البتّه دولتمردان حكومت عباسى نيز او را در اين امر كمك كردند . جعفر موفق شد با حمايت دستگاه خلافت تمامى آنچه كه متعلق به امام عسكرى ( ع ) بود از چنگ بازماندگان آن حضرت بربايد ؛ حتى ادعاى مالكيّت نسبت به منزل مسكونى امام كرد و خانواده پيشواى يازدهم را آواره و سرگردان ساخت و بعدها از دفن مادر امام عسكرى ( ع ) در كنار همسر و فرزند ارجمندش به همين بهانه جلوگيرى كرد . « 2 » چهارم ، توسل به دولتمردان عباسى براى به رسميّت شناختن امامت خود . وى پس از شكست در مراحل نخست ناچار به دولتمردان عباسى متوسل شد . ابتدا نزد « عبيداللّه بن خاقان » ، وزير معتمد رفت و گفت : مرتبت و منزلت پدر و برادرم را براى من قرار بده . من حاضرم در مقابل اين خدمت ، هر سال بيست هزار دينار طلا به تو بپردازم ، ولى
تاريخ زندگانى امام مهدى (ع) (فارسى) — صفحة 37
مساهمون: على رفيعى
ص٣٧
هامش
( 1 ) - ر . ك . بحارالانوار ، ج 50 ، ص 332 .
( 2 ) - ر . ك . تاريخ الغيبة الصغرى ، ص 314 .