تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ زندگانى امام مهدى (ع) (فارسى) — صفحة 35

مساهمون:

ص٣٥

ابو الاديان ، خدمتگزار خانهء امام عسكرى كه نامه‌هاى آن حضرت را به اطراف مىبرد و جوابهاى آنها را براى حضرت مىآورد ، در آخرين مأموريت خود پس از بازگشت به سامرّا با شهادت امام عسكرى ( ع ) مواجه گشت ، ولى در اين هنگام با منظرهء شگفت‌انگيزى رو به رو شد . او ديد جعفر كذّاب برادر امام ( ع ) بر در خانهء آن حضرت ( به عنوان صاحب عزا ) ايستاده و شيعيان گرد او جمع شده ، شهادت برادرش را تسليت و امامتش را به وى تبريك مىگفتند . او مىگويد : با خود گفتم ، اگر اين امام باشد ، بايد فاتحهء امامت را خواند ؛ زيرا من او را خوب مىشناسم . وى فردى است كه شراب مىنوشد . در كاخ قمار مىزند و تار و تنبور مىنوازد . « 1 » وى آنچنان به عياشى و فساد خو گرفته بود كه پس از شهادت پيشوا و برادر بزرگوارش امام عسكرى ( ع ) به جاى سوگوارى و حفظ حرمت آن گرامى به مناطق خوش آب و هواى كنار دجله رفته و در بزم آوازه خوانان شركت مىكرد و شراب مىنوشيد . « 2 » امام عسكرى ( ع ) كه برادر خود را از مسير بندگى خدا منحرف مىديد ، مىكوشيد تا او را از لغزشهايش باز دارد . گاهى با او كنار مىآمد و روى گناهانش پرده مىكشيد . گاهى نيز نزد دستگاه خلافت عباسى از او وساطت مىكرد . به عنوان نمونه : زمانى معتمد عباسى امام ( ع ) و برادرش جعفر رابه زندان افكند ، ولى پس از مدتى دستور آزادى امام ( ع ) را صادر كرد . امام ( ع ) به مسؤول زندان فرمود : من وقتى مىروم كه برادرم جعفر نيز آزاد شود . زندانبان گفت : به من فقط دستور آزادى شما داده شده ، نه جعفر . امام ( ع ) فرمود : برو به خليفه بگو كه ما دو نفر از يك خانه به زندان آمده‌ايم ؛ اگر بازگردم و او بماند ، مىدانى چه پيامد بدى دارد ؟ مأمور ، پيام امام ( ع ) را به معتمد رساند و بازگشت و گفت : خليفه گفته است جعفر را هم به خاطر شما آزاد كردم ، زيرا ما او را به خاطر بدى كه بر خويش و بر شما كرده بود ، به زندان افكنديم . آن گاه هر دو آزاد شده و با هم به منزل بازگشتند . « 3 »

هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 50 ، ص 332 ؛ كمال الدين ، ج 2 ، ص 475 .
( 2 ) - ر . ك . كمال الدين ، ج 2 ، ص 476 - 477 .
( 3 ) - ر . ك . بحارالانوار ، ج 50 ، ص 314 .
تاريخ زندگانى امام مهدى (ع) (فارسى) — صفحة 35 | على رفيعى