تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ زندگانى امام مهدى (ع) (فارسى) — صفحة 36

مساهمون:

ص٣٦
متأسفانه اين خوش رفتاريها ، چشم پوشيها و حتى حمايتهاى امام ( ع ) از جعفر در برابر دشمنان در او مؤثر واقع نشد و وى هم چنان بر گمراهى و انحراف خود پافشارى مىكرد .

ب - انكار وجود فرزند براى امام عسكرى ( ع )

دومين حركت ضدّ مذهبى جعفر ، انكار وجود فرزند براى برادرش امام عسكرى ( ع ) است . وى براى دستيابى به اهداف شوم خود در اين مسأله تا آنجا پاى فشرد كه حتى وقتى امام زمان ( ع ) او را از كنار جنازهء پدر بزرگوارش طرد كرد و فرمود : عمو ! عقب بايست كه من براى اقامهء نماز بر پدرم از تو سزاوارترم ، « 1 » در پاسخ فردى كه پرسيد : اين كودك چه كسى بود ؟ گفت : سوگند به خدا كه من هرگز او را نديده بودم و او را نمىشناسم . « 2 » البتّه بخش نخست سخن او كه من هرگز او را نديده‌ام ، شايد درست باشد ، ولى بخش دوّم سخنش كه او را نمىشناسم ، قطعاً دروغ است . زيرا امام ( ع ) او را عمو و جنازه را پدر خطاب كرد و او در واكنش به اقدام امام ( ع ) به جاى تكذيب ادعاى آن حضرت و اعادهء نماز بر پيكرامام عسكرى ( ع ) جريان رابه معتمد گزارش و او را وادار به بازرسى منزل امام ( ع ) و دستگيرى آن حضرت كرد . سكوت او در برابر امام ( ع ) و گزارش امر به معتمد ، گوياى اين است كه وى حق را مىدانسته و امام را شناخته است ؛ با اين حال براى دستيابى به اهداف پست خود منكر وجود آن حضرت به عنوان فرزند و جانشين امام عسكرى ( ع ) شد .

ج - ادعاى امامت

جعفر در سوّمين اقدام ، مدّعى امامت بعد از برادر خود امام عسكرى ( ع ) شد . وى براى رسميّت بخشيدن به اين ادعا ، نخست خود را در معرض تسليت گويى مردم و تبريك امامت خويش قرار داد . گروههاى مختلف مردم از دور و نزديك براى عرض تسليت شهادت پيشواى يازدهم به جانشين آن حضرت ، وارد خانهء او مىشدند و جز
هامش
( 1 ) - همان مدرك ، ص 332 .
( 2 ) - كمال الدين ، ج 2 ، ص 476 .