تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ زندگانى امام حسن (ع) (فارسى) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣

پايان مىيافت و ميدان براى معاويه ، خالى و بى رقيب مىماند و او امكان مىيافت تا خواستهء ديرينهء خود را كه قلع و قمع « بنى هاشم » باشد عملى سازد . « 1 » در نتيجه ، امام حسن ( ع ) به همان سرانجامى دچار مىگشت كه سخت از آن پرهيز داشت و فداكارى و جانبازى او نيز در افكار عمومى اثرى جز برانگيختن اعتراض مردم نمىگذاشت ، زيرا : اوّلًا ، معاويه در ميان مسلمانان به عنوان صحابى پيامبر ( ص ) و كاتب وحى و منصوب خليفهء دوّم به حكومت شام ، مطرح بود و در ميان مسلمانان موقعيّت و احترام داشت . او به ظاهر خود را متعّهد و پايبند به اسلام و مقرّرات آن نشان مىداد و سعيش بر اين بود كه كارهاى خلاف اسلام خود را به دور از چشم مردم انجام دهد و يا به آنها جهت و رنگ شرعى بدهد . يكى از انگيزه‌هاى وى از جذب برخى از صحابى رسول خدا ( ص ) مانند « ابُوهُرَيْرَه » ، « عَمْرِوبْنِ عاص » ، « سَمُرَةِبْنِ جُنْدَبْ » و « مُغيرَةِبْنِ شُعْبَه » به دستگاه خود همين بود . معاويه در دوران حكومت حضرت على ( ع ) در جريان دستاويز قرار دادن پيراهن عثمان براى تحريك احساسات هواداران خود عليه حكومت مركزى ، و در جريان جنگ صفّين با قرآن بر سرنيزه كردن وجان خود را از خطر حتمى نجات دادن ، نشان داد كه از قدرت تزوير و فريبكارى بالايى برخوردار است . ثانياً ، معاويه درخصوص مسألهء مورد بحث ( درگيرى با امام حسن ( ع ) ) خود را به عنوان چهره‌اى دلسوز نسبت به دو سپاه و مخالف كشت و كشتار مردم نشان داده بود . پيشنهاد صلح از سوى وى و اصرار بر آن و همچنين اظهار آمادگى براى پذيرش هر قيد و شرطى كه از سوى امام حسن ( ع ) بشود ، در همين راستا انجام گرفت . پيشنهاد صلح معاويه به طور علنى به اطّلاع هر دو جبهه رسيده ، همه از آن آگاه شده بودند . با توجه به دو جهت يادشده ، جنگ با معاويه و شكست از او نه تنها موجى عليه

هامش
( 1 ) - از سخنان اميرمؤمنان ( ع ) استفاده مىشود كه معاويه طرح نابودى همه بنى هاشم را در نظر داشت . امام على ( ع ) درجنگ صفّين درجريان مبارزهء عباس بن ربيعه فرمود : معاويه مى خواهد از بنى هاشم حتى مردى كه آتشى را روشن كند نماند ! ! از اين رو ، آن حضرت درجنگ صفين به عده‌اى از بنى هاشم ، اجازهء مبارزه نمىداد و آنان را در اطراف خويش به ميدان جنگ مىبرد .