تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ زندگانى امام حسن (ع) (فارسى) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١

بر آنان و اعمالشان باد . سپس اين آيه را خواند : « وَ سَيَعْلَمُ الَّذينَ ظَلَمُوا أَىَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُون » . « 1 » و به زودى ستمگران خواهند دانست كه به چه جايگاهى باز مىگردند . « 2 » 2 - « سوگند به خدا ، خوارى يا كمى افراد ما را از جنگ با شاميان باز نداشت . ( آنچه ما را از اين امر باز داشت اين بود كه ) تاكنون ما باآنان با سلاح وحدت و سلامت و پايدارى مىجنگيديم ؛ ولى اينك ، صلح و صفا به عدوات و شكيبايى به بيتابى آميخته گشته است . آن روز كه شما همراه ما بوديد دينتان پيشاپيش دنيايتان بود ، ولى امروز دنيايتان پيشاپيش دينتان قرار دارد . . . . شما در وضع فعلى از دو كشته جلوگيرى مىكنيد ، كشته‌اى در « صفّين » كه بر آنها مىگرييد ، و كشته‌اى در « نهروان » كه خون آنها را مطالبه مىكنيد . گريه كننده خوار كننده و انتقام گيرنده ، خود خواه و آشوبگر است » . سپس به پيشنهاد معاويه اشاره كرد و فرمود : « معاويه ، مارا به چيزى فراخوانده كه در آن نه عزّت است و نه انصاف . اكنون اگر خواهان زندگى هستيد ، پيشنهادش را بپذيريم و اين خار را برديده تحمّل كنيم و چنانچه مرگ ( باعزّت و شرف ) مىخواهيد ، جان خود را در راه رضاى خدا بذل كنيم و معاويه را در پيشگاه خدا به محاكمه كشيم » . جمعيّت يكصدا فرياد برآوردند : ما خواهان بقا و زندگى هستيم . « 3 »

شورش خوارج

بقاياى خوارج - كه وجودشان بزرگ‌ترين عامل بروز فتنه و اغتشاش و تمّرد و سستى در سپاه عراق بود - پس از آنكه احساس كردند امام ( ع ) نسبت به صلح اظهار تمايل كرده ، چهرهء كفر و الحاد خود را برملا ساخته و در برابر اظهارات پيشوايشان دست به شورش زدند .
هامش
( 1 ) - شعراء ، آيهء 227 .
( 2 ) - بحارالانوار ، ج 44 ، ص 33 .
( 3 ) - همان ، ص 21 .
تاريخ زندگانى امام حسن (ع) (فارسى) — صفحة 61 | على رفيعى