از « مغيرة بن شعبه » ، « عبداللّه بن عامر » و « عبدالرّحمان بن حكم » براى امام مجتبى ( ع ) ارسال داشت . هيأت نمايندگى ، وارد اردوگاه « مداين » شده به سمت خيمهء امام ( ع ) پيش رفتند . آنان در حالى كه خيمهها را از نظر مىگذراندند ، با خود به گفتگو پرداختند . يكى از آنان با صداى بلند به ديگران گفت : خوب شد ، خدا به دست فرزند رسول خدا ( ص ) خونها را حفظ كرد و فتنه را خوابانيد و آرزوى صلح را برآورده ساخت . « 1 » فرستادن نامههاى اشراف و سران قبايل - كه شاهد زندهاى بر بى وفايى مردم كوفه بود - در سلب اطمينان امام ( ع ) از آنان و تغيير برنامهء آن حضرت تأثير بسزايى داشت .
بازتاب اقدامهاى معاويه
تلاشهاى حساب شدهء معاويه در ايجاد شكاف و يأس در سپاه عراق بسيار مؤثر بود . اين تلاشها نه تنها روح مقاومت و پايدارى آنان را در هم شكست ، بلكه زمينهء مساعدى براى پديد آمدن روح تمرّد و نافرمانى فراهم ساخت ؛ به گونهاى كه اثر آن به ديگر سپاهيان نيز سرايت كرد و بسيارى از آنان - به گمان اينكه پيروى از رؤساى قبايل ، منافع آنان را تأمين خواهد كرد - مخفيانه به سوى معاويه روانه شدند . « 2 » بدون شكّ ، خيانت فرماندهى همچون « عبيداللّه بن عباس » كه پسر عموى امام ( ع ) محسوب مىشد ، همچنين تعداد زيادى از رجال متنفّذ و وابستگان به فاميلهاى معروف ، و در پى آنان ، هشت هزار نيروى رزمى و نيز شايعه پراكنىها و دروغ پردازيهاى پياپى عوامل معاويه ، شكاف عميقى در ميان باقىماندهء نيروها ايجاد كرد و آنان را در برابر شصت هزار نيروى شامى ، « 3 » در سراشيبى سقوط و شكست حتمى قرارداد .