دستيابى به غنيمت ، پيامبر ( ص ) را همراهى كردند و چون آثار شكست را در سپاه اسلام ديدند ، آن حضرت را تنها گذارده فرار كردند . وجه مشترك اين نيروها اين بود كه همگى مدّعى اسلام بوده توانايى حمل سلاح را داشتند و همين دو ويژگى ، مجوّز ورود آنان در سپاه و مانع تصفيهشان از ميان سپاهيان بود . از اين رو ، رسول خدا ( ص ) ، امير مؤمنان و امام حسن ( ع ) چارهاى جز پذيرش آنان نداشتند . 2 - اگر امام حسن ( ع ) براى تصفيه سپاه خود به روش معمول همهء حاكمان ؛ يعنى اعدام ، تبعيد ، شكنجه و آزار عناصر مخالف ، دست مىزد ، چه بسا موجب افزايش تشنج و تشتّت در ميان سپاهيان مىگشت و چنين وانمود مىشد كه آن حضرت قصد دارد به دست خود شعلهء عصيان و شورش را در ميان نيروهاى خود بر افروزد و زمينهء يك جنگ داخلى را فراهم آورد . و اين كار در آن موقعيّت ، نهايت آرزوى معاويه بود . 3 - علاوه براين ، امام حسن ( ع ) در دوران كوتاه زمامدارىاش كه با مشكلات فراوانى همراه بود ، چندان فرصت نيافت كه به اصلاح اين گروههاى گوناگون بپردازد . « 1 » ب - با وجود چهرههاى برجسته و لايقى مانند « قيس بن سعد » و « سعيدبن قيس » در ميان سپاه ، چرا امام حسن ( ع ) « عبيداللّه بن عباس » را به فرماندهى سپاه برگزيد ؟ در پاسخ ، به چند جهت مىتوان اشاره كرد : 1 - « عبيداللّه » پيش از آنكه چنين خيانتى از او سربزند ، مردى توانا ، با كفايت و انديشمند بود و شايستگى احراز چنين مسؤوليتى را داشت . و به خاطر داشتن همين ويژگيها از سوى امير مؤمنان ( ع ) به حكومت « يمن » منصوب شده بود . 2 - وى ، سينهاى پر غيظ و دلى پر كينه از معاويه داشت ؛ زيرا در دوران زمامدارىاش در « يمن » دو تن از فرزندانش به دست فرمانده خونريز معاويه « بُسْر بن ارطاة » به قتل رسيده بودند . 3 - در فرمان امام حسن ( ع ) به « عبيداللّه » نسبت به مشورت وى با « قيس بن سعد » و
تاريخ زندگانى امام حسن (ع) (فارسى) — صفحة 55
مساهمون: على رفيعى
ص٥٥
هامش
( 1 ) - اقتباس از صلح الحسن ، ص 134 - 136 .