استفاده از موضوعگيريها و سخنان آن حضرت در رابطه با عملكرد و قتل عثمان - بيان كرد اين است كه اگر چه امير مؤمنان ( ع ) خلافت عثمان را از اساس ، شرعى و قانونى نمىدانست و از تمامى كارهاى خلاف شرع و سيره پيامبر ( ص ) كه از سوى هيأت حاكمه سر مىزد اطلاع كامل داشت و بر اساس همين آگاهى بارها خليفه را نصيحت كرد تا شايد دست از كارهاى خلاف اسلامى خود بر دارد ؛ با اين حال راه چاره را در روشى كه معترضين در پيش گرفته بودند نمىديد . حضرت در سخنى خطاب به معترضين ، از هر دو سياست ياد شده انتقاد كرده مىفرمايد : « آسْتَأْثَرَ فَأَساءَالْأَثَرَةَ وَجَزِعْتُمْ فَأسأتُمُ الجَزَعَ » . « 1 » ( عثمان ) استبداد پيشه كرد ( و همه چيز را به خود و خويشاوندان خود اختصاص داد ) و چه بد استبدادى ؛ شما نيز بيتابى كرديد و كا را از اندازه به در برديد . اتّخاذ اين موضع از سوى امام ( ع ) بدين جهت بود كه روش معترضين در قتل عثمان در آن شرايط و باآن كيفيّت نمىتوانست به مصلحت اسلام باشد ؛ بلكه برعكس ، باعث مىشد تا ضربهء بزرگ و جبران ناپذيرى بر پيكر اسلام وارد آيد و فرصت طلبان با شعار خونخواهى خليفه ، عليه اسلام كه در وجود امير مؤمنان ( ع ) تجسّم يافته بود موضعگيرى كنند . اگر اميرمؤمنان ( ع ) ميل نداشت كه عثمان به آن وضع كشته شود و اگر فرزندانش امام حسن و امام حسين ( ع ) را براى دفاع از او فرستاد ، براى جلوگيرى از اين خطرها و زيانها بود . از سوى ديگر ، حضرت نمىخواست مسألهء دفاع او را از عثمان موجب فهم و برداشت غلط موضع حضرت در قبال خليفه و خطاكاريهاى او باشد ؛ از اين رو انحرافات او را گوشزد مىكرد و سعى مىنمود وى را به راه راست برگرداند ؛ تا جايى كه عثمان بر امام ( ع ) تنگ گرفت و دستور داد آن حضرت مدينه را به مقصد « ينبع » ترك گويد . « 2 »
تاريخ زندگانى امام حسن (ع) (فارسى) — صفحة 38
مساهمون: على رفيعى
ص٣٨
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه ، خطبهء 30 .
( 2 ) - زندگانى سياسى امام حسن ( ع ) ص 177 - 181 ، نوشتهء سيدجعفر مرتضى ، ترجمه محمد سپهرى ، با اختصار .