بدون شك ، رسول خدا ( ص ) در موضعگيريها ودوستى و دشمنىهايش ، بر اساس مصالح فردى وانگيزههاى شخصى ، حركت نمىكرد ؛ بلكه باتمام وجود در مسير خدا قرار داشت . بدين معنى كه محبوب خدا را دوست و مبغوض او را دشمن مىداشت و عواطف و احساساتش در همين محور جريان داشت . تأكيد و اصرار آن حضرت به ابراز عواطف خود نسبت به حسنين ( ع ) و اظهار آن در حضور مردم و حتّى بالاى منبر ، نشان مىدهد كه اين حركت در مسير دين واهداف والاى آن بوده است . گاهى نيز با صراحت به اين ارتباط اشاره كرده مىفرمايد : انَّ رَبِّى أَمَرَنى أَنْ احِبَّهُما وَ احِبَّ مَنْ يُحِبُّهُما . « 1 » پروردگارم مرا به دوستى حسنين ( ع ) و دوستى دوستان آنان فرمان داده است .
از رحلت پيامبر ( ص ) تا دوران امامت : همراه پدر
جامعهء اسلامى پس از رحلت رسول اكرم ( ص ) دچار اختلاف و دو دستگى شد . گروهى از مسلمانان بدون توجّه به سفارشهاى پيامبر ( ص ) در مورد جانشين پس ازخود ، خلافت اسلامى را از مسير اصلىاش منحرف كردند .
مظلوميّت خاندان رسول خدا ( ص ) از همان دوران شروع شد و هر روز مصيبتى بر آنان وارد مىشد . تحمّل اين همه مظلوميّت و مصيبت براى كودك خردسالى چون امام حسن ( ع ) - كه هفت سال و اندى از عمر خود را با آن همه عزّت و احترام در محضر رسول خدا ( ص ) سپرى كرده بود - بسيار مشكل بود .
رحلت پيامبر ( ص ) ، مظلوميّت و خانه نشينى پدر ، مصيبتها و رنجهاى وارده بر مادر ، محروم شدن از فدك و . . . همه از مسائلى بود كه روح لطيف اين طفل خرد سال را آزرده مىساخت . ولى به پيروى از پدر بزرگوارش چارهاى جز صبر و بردبارى نداشت . تنها در
هامش
( 1 ) - عوالم ، الامام الحسن ( ع ) ، ص 51 .