غلام نزد فاطمه ( س ) آمد و موضوع را به عرض وى رسانيد . فاطمه ( س ) گردنبند را گرفت و غلام را در راه خدا آزاد كرد . غلام از اين رخداد خنديد و گفت : « چه گردنبند با بركتى ! گرسنهاى را سير كرد ، عريانى را پوشانيد ، فقيرى را بى نياز ساخت ، بردهاى را آزاد كرد و سرانجام به صاحب اصلىاش بازگشت . » « 1 »
ايثار فقط براى خدا :
شأن نزول سورهء « دهر » را همه شنيدهايم .
خلاصهء آن چنين است : امام حسن و امام حسين ( ع ) مريض مىشوند . پيامبر ( ص ) به عيادت آنان مىرود و به حضرت امير ( ع ) پيشنهاد مىكند براى شفاى فزندانشان نذر كنند روزه بگيرند . بچهها شفا مىيابند . والدين آنها به نذر خويش ، يعنى گرفتن سه روز روزه وفا مىكنند . فضه و حسنين نيز على و زهرا ( عليهما السلام ) را در اين امر همراهى مىنمايند .
با زحمت و رنج فراوان يك صاع ( حدود سه كيلو ) جو تهيه و پنج قرص نان جوين براى افطار آماده مىگردد . هنگام افطار مسكينى درِ خانهء امير را مىكوبد . على ( ع ) در دادن سهم نان خود به سائل پيش قدم مىشود ، بقيه نيز به او تأسّى مىكنند و بدين ترتيب ، روز نخست را با آب افطار مىنمايند . روز دوم و سوم نيز به همين منوال مىگذرد و افطارى آماده شده به يتيم و اسير داده مىشود و بدين ترتيب نذر ادا مىگردد .
امير مؤمنان ( ع ) حسن و حسين - عليهما السلام - را در حالى كه بسيار گرسنه بودند ، نزد رسول خدا ( ص ) برد . پيامبر ( ص ) چون چشمش به آنان افتاد ، بسيار متأثر شد . سپس همراه آنان به خانهء فاطمه ( س ) آمد . او را در محراب عبادت يافتند ؛ در حالى كه آثار گرسنگى در چهرهاش نمايان و چشمهايش به گودى فرو
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 43 ، ص 56 - 58 با اختصار .