آن حضرت به قضا و قدر الهى ايمان راستين داشت و مرگ و زندگى را به دست خداوند مىدانست به همين خاطر از رويارويى مستقيم با دشمن باك نداشت . يكى از ياران امام عليه السلام در صحنهء نبرد از حضرتش پرسيد : اى اميرمؤمنان ! آيا نمىترسى كه به خاطر نزديكى بيش از اندازهء به دشمن مورد سوء قصد واقع شوى ؟ حضرت فرمود : هيچ كس نيست ، مگر آنكه خداوند نگهبانى بر او گمارده است كه او را از فرو افتادن در چاه يا ويران شدن ديوار بر او ، و يا بلاهاى ديگر نگه مىدارد و هرگاه اجل فرا رسد اين حفظ و مراقبت از ميان مىرود . « 1 » اين عالىترين و سازندهترين روحيهاى است كه يك سرباز جنگجو مىتواند داشته باشد . هيچ پيشآمدى براى انسان بدون خواست خداوند متصوّر نيست و زمانى كه پروردگار مقدر كرده باشد ، هيچ چيز نمىتواند راه اعمال ارادهاش را سد كند . در چنين حالتى ، ترس بىمعنا مىشود و روحيه شجاعت و نترسيدن از دشمن تقويت مىگردد اين همان روحيهاى است كه رزمندگان اسلام در جنگ با دشمنان بعثى از آن برخوردار بودند و بىباكانه به پيروى از مولايشان ، على عليه السلام در كام مرگ فرو مىرفتند و شجاعانه بر دشمن مىتاختند .
جلوه اى از حكومت علوى (فارسى) — صفحة 94
مساهمون: رضا رحمتى
ص٩٤
معاويه با آنكه از شيطنت و زيركى ويژهاى برخوردار بود ، از شجاعت و دلاورى بهرهاى نداشت . او بيشتر ترجيح مىداد كه در پشت صحنه نيروهايش را
هامش
( 1 ) - وقعة صفين ، ص 250 ؛ ص 199 ؛ شرح ابن ابىالحديد ، ج 5 ، ص 199 .