تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه اى از حكومت علوى (فارسى) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩

خصوصيت امام اشاره كرد و گفت : اراهُمُ السَّبيلَ وَاقامَ لَهُمُ الدّينَ اذا اعْوِجَ « 1 » او راه را به مردم نشان داد و دين را هنگامى كه دچار كجى و انحراف شده بود ، استوار كرد . على عليه السلام مردم را از پيروى كسانى كه قرآن را بر طبق نظريات و انديشه‌هاى نادرست خود ، تفسير مىكردند ، « 2 » باز مىداشت و آنان را به پيروى از عترت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرا مىخواند . « 3 » اميرمؤمنان عليه السلام در زمان حكومت و قبل از آن درصدد گسترش علم و دانش بود و گارگزارانش را به مشورت و مذاكرهء با صاحبان علم ، امر مىكرد و در نامهء خود به مالك اشتر نوشت : « وَاكْثِرْ مُدارَسَةَ الْعُلَماءِ ومُنافَثَةَ الْحُكَماءِ فى تَثْبيتِ ما صَلَحَ عَلَيْهِ امْرُ بِلادِكَ وَاقامَةِ مَا اسْتَقامَ بِهِ النَّاسُ قَبْلَكَ » « 4 » در رابطه با مصالح عمومى شهرها و ايجاد نظم داخلى و امورى كه موجب صلاح و استوارى مردم و حكومت مىشود ، با دانشمندان ، مذاكرهء بسيار كن و با افراد راستگو و درست‌كردار در اين زمينه‌ها گفت‌وگو نما ( و از نظرات آنان استفاده كن تا حكومتت پايدار مانده و كارهاى مردم به شايستگى انجام گيرد . )

هامش
( 1 ) - تاريخ سياسى اسلام ، رسول جعفريان ، ج 2 ، ص 466 .
( 2 ) - يكى از معانى تفسير به رأى قرآن كه در اسلام از آن نهى شده ، اين است كه انسان فكرى را كه‌قبلًا در ذهن پرورش داده ، بخواهد بر قرآن تحميل كند و قرآن را مطابق آن معنا نمايد .
( 3 ) - نهج‌البلاغه ، خطبهء 86 ، ص 214 .
( 4 ) - همان ، نامهء 53 ، ص 1001 .