اميرمؤمنان عليه السلام پيوسته مراقب فرمانداران و كارمندان دولت خود بود و آنان را به رعايت تقوا و امانت توصيه مىكرد و در مواردى با فرستادن بازرسهاى مخفى به ايالتها و ارگانهاى اجرايى كشور ، اعمال كارگزارن خود را زير نظر مىگرفت . « 1 » و آنان را به دليل حركت خلافشان سرزنش مىكرد ؛ چنانچه وقتى به او خبر دادند كه « عثمان بن حنيف » فرماندار بصره ، در يك مجلس مهمانى پرخرج شركت كرده ، خطاب به او فرمود : اى پسر « حنيف » به من خبر رسيده كه يكى از جوانان اهل بصره تو را به مجلس عروسى دعوت كرده و به سوى آن شتابان رفتهاى و خورشتهاى رنگارنگ و كاسههاى بزرگ غذا برايت آوردهاند . اى پسر حنيف گمان نداشتم به مهمانى كسانى به روى كه فقيران را ( از روى بىاعتنايى ) به آن مهمانى راه نداده و ثروتمندان را دعوت كردهاند . « 2 » على عليه السلام در جريان اصلاح امور ادارى ، به تشكيلات قضايى سر و سامان داد و براى آن اصولى معين كرد . به عنوان مثال براى احتراز از تبانى شهود ، مقرر كرد تا شهود از هم جدا شده و تك تك نزد قاضى حاضر شوند . « 3 » همچنين آن حضرت قاضيان را در كوفه جمع كرد و آنان را مورد آزمايش قرار داد و به هر كدام كه به پرسشهاى وى پاسخ درست دادند ، اجازهء دادرسى داد . « 4 »
جلوه اى از حكومت علوى (فارسى) — صفحة 167
مساهمون: رضا رحمتى
ص١٦٧
هامش
( 1 ) - نهجالبلاغه ، نامهء 33 ، ص 942 .
( 2 ) - همان ، نامهء 45 ، ص 965 .
( 3 ) - الغارات ، ج 1 ، ص 68 .
( 4 ) - نظرات سياسى در نهجالبلاغه ، محمد حسين مشايخ ، ص 37 .