حضرت روىگردان شدند . خواست اين گروه ، تأمين رفاه عمومى و اصلاح نابسامانىها نبود ، بلكه هدف آنان ناديده گرفتن حقوق امّت و رسيدن به قدرت و رياست بود . سران اين گروه ، مثل طلحه و زبير ، افرادى سابقهدار در دين و شناخته شده بودند ؛ به همين جهت مبارزه با آنان كارى مشكل بود . با پيوستن « عايشه » ، همسر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ، به آنان و به دست گرفتن رهبرى گروه كار مبارزه مشكلتر شد . اين گروه ابتدا تبليغات زهرآگين خود را عليه حكومت اميرمؤمنان عليه السلام شروع كردند و با توجه به چهرهء منافقانهاى كه داشتند ، مردم را فريب داده و مبارزه را از ميدان سخن به جنگى خونين كشيدند . آنان شهر بصره را مركز مبارزات خود قرار دادند و با تهمتهاى ناروا به حضرت على عليه السلام شورش را عليه آن حضرت آغاز كردند . آنان ابتدا به خانهء « عثمان بن حنيف » فرماندار بصره ريخته و پس از ضرب و شتم وى او را اسير كردند . سپس به بيتالمال حمله نموده و هفتاد نفر از مأموران آن را به قتل رساندند . « 1 » اين گروه باعث شدند تا اميرمؤمنان به جاى آنكه وقت خود را صرف احياى فرهنگ اسلام و گسترش جلوههاى حكومت اسلامى كند ، ناچار در ميدان جنگ حاضر شده و براى جلوگيرى از گسترش آشوب ، شمشير خود را بر سر كسانى فرود آورد كه آنان نيز گويندهء « لا إله الا اللَّه » بودند . اينان جنگى را به على عليه السلام تحميل كردند كه علاوه بر زيانهاى مالى ، خسارتهاى جانى فراوانى نيز به بار آورد . از لشكر « عايشه » سيزده هزار
جلوه اى از حكومت علوى (فارسى) — صفحة 160
مساهمون: رضا رحمتى
ص١٦٠
هامش
( 1 ) - تتمة المنتهى ، شيخ عباس قمى ، ص 18 .