مشكلات فرهنگى
يكى از مشكلات عمده بر سر راه حكومت اميرمؤمنان عليه السلام انحرافهاى دينى و اخلاقى بود كه در جامعهء آن روز ، وجود داشت . اين انحرافها كه به تدريج بعد از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به وجود آمد ، جامعهء تربيت شدهء آن حضرت را تا حدودى دگرگون كرد ، به طورى كه در اواخر حكومت « عثمان » عدالت اجتماعى ، رنگ باخته و جامعه به دو طبقهء فقير كوخنشين و ثروتمند كاخنشين ، تبديل شده بود . « 1 » از نظر اخلاقى بسيارى دچار انحطاط شده و روحيهء تمرد و سركشى و نپذيرفتن حق دوباره به جامعه برگشته بود ، كوچكترها به بزرگترها احترام نمىگذاشتند و تقوا و فضيلت رخت بربسته ، گناه و معصيت سايهء شوم خود را گسترده بود . دانشمندان به جاى دفاع از ارزشها نفاق پيشه كرده و از وظايف خود طفره مىرفتند و دين به دنيا فروشان ، زبان به تملق و چاپلوسى گشوده بودند . « 2 » امتيازات طبقاتى و تبعيضهاى نژادى رواج يافته بود ، يكى به عنوان عرب و ديگرى به عنوان عجم ، يكى به بهانهء داماد خليفه و ديگرى به عنوان همسر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ، هر كدام سهم ويژهاى از بيتالمال مسلمانان داشتند . عدهاى دچار روحيّهء « مَنيت » و « استكبار » شده و عدهء ديگرى بدون صلاحيت لازم ، با تكيه بر آرا و نظريات خود ، در احكام دين اظهار نظر