و مبارزهء با مفسدان بود ، براى انجام امور ادارى كشور و دفاع از كيان اسلام ، احتياج به نيروهايى خودساخته ، مقاوم و آگاه داشت ، ولى بر اثر سياستهاى گذشته و بافت به وجود آمدهء جامعه ، نيروهاى كافى و دلخواه براى امام فراهم نبود .
اميرمؤمنان عليه السلام پيوسته سعى مىكرد در انتخاب كارگزاران كشور و فرماندهان نظامى بهترينها را انتخاب كند ، اما گاهى نيز با كمبود نيروى انسانى كارآمد رو به رو مىشد و شايد بتوان حضور موقتى بعضى از كارگزاران معلوم الحال همچون « زياد بن ابيه » را در سمت استاندارى فارس و « اشعث بن قيس » را در آذربايجان ، به همين علّت دانست .
على عليه السلام در نيروهاى رزمى نيز با مشكلاتى از قبيل اختلاف ، كمكارى ، پيروى نكردن از رهبر و . . روبه رو بود ، از اين رو خطاب به آنان فرمود :
. . . آگاه باشيد سوگند به آن كسى كه جان من به دست اوست اين گروه ( لشكر شام ) بر شما غلبه خواهند كرد ، نه به خاطر آنكه آنها به حق سزاوارترند از شما ، بلكه از جهت عجلهء ايشان است در باطل صاحبشان معاويه . آنها در انجام فرمان و اغراض باطل او با عجله مىكوشند و شما در انجام ( دستورهاى ) حق من كندى مىكنيد . شما را براى رفتن به جهاد و جنگيدن با دشمن طلبيدم و نرفتيد و ( سود رفتن و زيان نرفتن را ) گوشزد شما كردم و نشنيديد . . . اى كسانى كه بدنهاشان حاضر و عقلهاشان ناپيدا و خواستهاشان گوناگون ( و به سبب نفاق آنان ) رهبرانشان گرفتارند ، امير شما ، خدا را اطاعت مىكند و شما به دستور او رفتار نمىكنيد و رئيس اهل شام خدا را معصيت مىكند و آنان مطيع او هستند .
جلوه اى از حكومت علوى (فارسى) — صفحة 163
مساهمون: رضا رحمتى
ص١٦٣