سعادتمند نمىشود ، مگر به پيروى از آنها و بدبخت نمىگردد ، مگر به مخالفت با آنها . امر مىكند او را به اينكه با دل و دست و زبان خدا را يارى كند . . . و نفس خود را هنگام شهوات فرونشانده و از سركشىها باز دارد . . . . اميرمؤمنان عليه السلام در ادامهء نامه به « مالك » سفارش مىكند كه مبادا مشغلههاى حكومتى او را از عبادتهاى مخصوص همچون نماز اول وقت و راز و نياز با خدا ، باز دارد و مىفرمايد : . . . و بايد اقامهء واجباتى كه مخصوص خداست ، در رأس امورى باشد كه با آن دينت را خالص مىگردانى . پس در قسمتى از شب و روز ، بدنت را به خدا واگذار كن ( به عبادت او بپرداز ) و به واجباتى كه تو را به خدا نزديك مىگرداند وفا كن ، بدون اينكه عيب و نقصى در آن پيش بيايد . « 1 » حضرت على عليه السلام فرهنگ كاخنشينى و قرار دادن حاجب و دربان را مردود دانسته و در نامهاى به يكى از فرمانداران خود مىنويسد : « وَلا يَكُنْ لَكَ الَى النَّاسِ سَفيرٌ الَّا لِسانِكَ وَلا حاجِبٌ الَّا وَجْهَكَ ولا تحجَبَنّ ذا حاجَةٍ عَنْ لِقائِكَ بها » « 2 » پيغامرسانى براى مردم ، جز زبانت نداشته باش و براى خود ، دربانى جز صورتت قرار مده و از ديدار حاجتمندان با خودت جلوگيرى مكن .
جلوه اى از حكومت علوى (فارسى) — صفحة 139
مساهمون: رضا رحمتى
ص١٣٩
هامش
( 1 ) - نهجالبلاغه ، صبحى صالح ، نامهء 53 ، ص 427 و 440 .
( 2 ) - نهجالبلاغه فيض الاسلام ، نامهء 67 ، ص 1063 .