و هنگامى كه يكى از خلفا با وى مشورت كرد تا خود همراه نيروهاى نظامى در جبههء جنگ شركت كند حضرت او را از اين كار منع كرد و فرمود :
موقعيت زمامدار مملكت مانند رشتهاى است كه مهرهها را گرد آورده و به هم پيوند داده است و اگر رشته بگسلد ، مهرهها از هم پاشيده شده ، هرگز همهء آنها گرد نخواهند آمد . « 1 »
فرهنگ حكومت
قرآن فرهنگ حكومت را فرهنگ « عبوديت » مىداند و مىفرمايد : « الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَللَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ » « 2 » خداوند كسانى را يارى مىكند كه هرگاه در زمين به آنها قدرت بخشيديم ، نماز را برپا دارند و زكات بدهند و امر به معروف و نهى از منكر كنند و پايان همهء كارها از آن خداست . اميرمؤمنان عليه السلام اين فرهنگ را در نامهء خود به فرماندار مصر چنين ترسيم مىكند : اين دستورى است كه بندهء خدا ، على اميرمؤمنان ، به « مالك اشتر » مىدهد ، امر مىكند او را به پرهيزكارى و پرواى از خدا و برگزيدن فرمان او و پيروى از دستورات قرآن كريم ، دستوراتى كه كسى
هامش
( 1 ) - نهجالبلاغه ، خطبهء 146 ، ص 442 .
( 2 ) - حج ( 22 ) ، آيهء 41 .