تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه اى از حكومت علوى (فارسى) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣

مردم به او رأى دادند ، به شرط اين‌كه عادل و باتقوا باشد ، امام است « 1 » و هر كس عليه او شورش كند جنگ ، با وى واجب است . همچنين خوارج عقيده داشتند ، اگر رهبر جامعه ، روش پسنديدهء رهبران قبلى را تغيير دهد و از طريق حق منحرف گردد ، از خلافت بر كنار مىشود و اگر سرسختى نشان داد ، كشتن او جايز است . « 2 »

ب - عقيدهء خوارج دربارهء خلفا

خوارج معتقد بودند خلافت « ابوبكر » و « عمر » درست بوده است . خلافت « عثمان » را نيز در شش سالهء اول خلافت قبول داشتند ، اما پس از آن به خاطر حوادثى ، حكم به كفر او كردند . آنان مىگفتند : حكومت على عليه السلام تا پيش از پذيرفتن حكميت صحيح بود ، اما بعد از پذيرفتن حكميت - نعوذ باللَّه - كافر شده و جنگ با او واجب است . « 3 » آنان همچنين معاويه و عمرو بن عاص را به خاطر پيمان حكميت و طلحه و زبير و عايشه را به خاطر ايجاد جنگ جمل كافر مىدانستند .

ج - برخورد خوارج با ساير مسلمانان

خوارج با مسلمانان برخورد بسيار بدى داشتند . آنان كشتن هر مسلمانى را كه مخالفشان بود ، جايز مىدانستند و بسيارى از مسلمانان بىگناه از
هامش
( 1 ) - اين عقيده خلاف عقيدهء شيعه است ، زيرا شيعه معتقد است انتخاب امام كار خداست و امامان‌معصوم عليهم السلام به انتخاب خداوند به امامت رسيده‌اند . بله در زمان غيبت مردم مىتوانند طبق ضوابطى رهبر خود را انتخاب كنند .
( 2 ) - ملل ونحل ، ج 1 ، ص 115 .
( 3 ) - ملل ونحل ، ج 1 ، ص 116 - 117 ؛ الفرق بين الفرق ، عبدالقاهر البغدادى ، ص 73 .