فراوان و از بين رفتن مقدار زيادى بودجه ، چيز ديگرى عايدشان نگشته و تن به عهدنامهاى دادهاند كه عاقبت آن معلوم نيست ؟ آنان در اين فكر فرو رفتند كه چگونه به كوفه برگردند و در جواب مردمى كه هنگام آمدن به جنگ با شور و هيجان آنان را بدرقه كرده بودند ، چه بگويند . آيا بگويند ما تا سراپردهء دشمن پيش رفتيم ، ولى خود ديوانهوار بازگشتيم ؟ آيا بگويند ما به رهبران خود گفتيم : « اگر آتشبس را اعلام نكنيد ، شما را خواهيم كشت ؟ » اينجا بود كه به جاى اعتراف به اشتباه خود ، گناه شكست را به گردن على عليه السلام و ياران آن حضرت انداختند و با دادن شعار ظاهرفريب « لا حكم الا للّه » و « البيعة للّه » « 1 » خود را انقلابى جلوه داده و از اميرمؤمنان عليه السلام جدا شدند . آنان در ظاهر از پذيرفتن آتشبس پشيمان بودند و با سخت گرفتن بر امام على عليه السلام براى نقض پيمان حكميت ، درصدد بودند اشتباه گذشتهء خود را جبران كنند ، اما پى نبردند كه اشتباه را نبايد با اشتباهى ديگر جبران كرد . خوارج شعار « لا حُكْمَ الَّالِلّهِ » را از قرآن مجيد اقتباس كردند ، ولى بر اثر ناآگاهى و جمود فكرى ، در تفسير اين جمله اشتباه كردند . قرآن ضمن آيهاى مىفرمايد : « إِنْ الْحُكْمُ إِلَّا للَّهِ يَقُصُّ الْحَقَّ وَهُوَ خَيْرُ الْفَاصِلِينَ » « 2 » حكم مخصوص خداست و اوست كه حقيقت را بيان مىكند و او بهترين تفاوت گذارندهء بين حق و باطل است .
جلوه اى از حكومت علوى (فارسى) — صفحة 118
مساهمون: رضا رحمتى
ص١١٨
هامش
( 1 ) - يعنى حكومت و بيعت مخصوص خداست .
( 2 ) - انعام ( 6 ) ، آيهء 57 .