برخى ديگر نيز قائل به استثناء شدهاند ، به اين معنا وعيد نزد خدا مقرون به استثناهايى است كه براي مردم ، ظاهر نيست ؛ چرا كه خداوند مىفرمايد : « وَمَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِنَاً مُتَعَمِّدَاً فَجَزاهُ جَهَنَّمُ خالِداً فيها » « 1 » آنان اين استثنا را جايز مىدانند ، هر چند آن گناهكار ، توبه نكند . مىگويند نخستين كسى كه « ارجاء » را طرح كرد ودربارهء آن سخن گفت ، أبو محمد حسنبن محمد بن حنيفة بود . مُرجئه پس از وى به چهار فرقه تقسيم شد : مُرجئهء خوارج ، مُرجئهء قدريه ، مُرجئهء جبريّه ومُرجئهء صالحيّه . وحسن از اين گروه بود . أو نامههايى به شهرهاى مختلف فرستاد ومردم را به « ارجاء » دعوت كرد . أو عمل را متأخر از ايمان نمىدانست ، بلكه مىگفت : انجام عبادات وترك گناهان ، جزو ايمان نيست ، وبا از بين رفتن آنها ، ضررى به ايمان نمىرسد . برخى نيز گفتهاند : نخستين كسى كه واژهء « ارجاء » را در بصره مطرح كرد ، حسانبن بلالى حارثىِ مزنى بود وبرخى ديگر همين كار را به ابوسلت سلمان ( در گذشتهء سال 152 ه . ) نسبت دادهاند . بنابراين ارجاء يعنى تأخير حكمِ مرتكبِ كبيره ، به روز قيامت ، به اين معنا كه نمىتوان در دنيا به هيچوجه حكم به بهشتى يا جهنّمى بودن گناهكارى داد واز همين رو كه مىگويند خداوند عذاب آنها را به تأخير انداخته است ، مرجئه ناميده شدهاند . مرجئه سه گروهند : گروهى قائل به ارجاء در ايمان ومعتقد به اختيارند ، اينان همان مرجئهء قدريّهاند واز يارانِ غيلانِ دمشقي وابىشمر ومحمد بن ابىشيبِ بصرى . گروه ديگر قائل به ارجاء در ايمان بوده ولى در اعمال وتجارت ، به جهميّه تمايل دارند . اينان مرجئهء جهميّه بوده كه به جبريّه نيز مشهورند ، معتقدند : بنده هيچ كارى را انجام نمىدهد واسناد فعل به بنده ، همچون اسناد مجازى است . وآخرين گروه ، مرجئهء خالصهاند كه خود چند فرقهاند : يونسيّه ، غسانيّه ، ثوبانيّه ، تومنيّه ومريسيّه . همگى اينان عمل را از ايمان مؤخّر مىدارند .
اديان الهى و فرق اسلامى (فارسى) — صفحة 238
مساهمون: عليرضا على نورى
ص٢٣٨
هامش
( 1 ) - سورهء نساء ، آيهء 93 .