مرجئهء خوارج همان شبيبيّهاند كه در مورد مسألهء صالحبن مسرح « 1 » قائل به توقّف بودند . نخستين بار ، اين عنوان ( مرجئه ) بر كساني اطلاق شد كه نخست با علي عليه السلام بودند . اما پس از شهادت وى ، گرد معاوية جمع شدند ؛ همچون برخى از أصحاب جمل وغيره . واز آن رو به « مرجئه » خوانده شدند كه با همهء فرقهها ائتلاف داشته ومىگفتند : أهل قبله ( مسلمانان ) همه صرفاً با اقرار ظاهري به ايمان ، مؤمن به حساب مىآيند وبراي همهء آنها ، اميد بخشش داشتند . اما بعدها مرجئه پراكنده گشته وبه چهار گروهِ جهميّه ، غيلانيّه ، ماصريه وشُكاك منقسم شدند . آنان معتقد بودند : هركس كه براي امامت قيام كند وبه كتاب وسنّتِ رسول ، آگاه باشد ، استحقاق امامت را دارد وامامت تنها با اجماع همه امّت ، ثابت مىشود . « 2 »
هامش
( 1 ) - درباره ماجراى صالحبن مسرح وخروج أو بر حجاجبن يوسف وجانشين أو شبيب ، ر . ك . تاريخ مذاهب اسلام ( ترجمة الفرق بين الفرق ) ، مترجم محمدجواد مشكور ، ص 68 و 342 .
( 2 ) - براي تحقيق بيشتر دربارهء مرجئه وعقايد نشان . ر . ك . مقالات الاسلاميين واختلاف المصلين ، أبو الحسن اشعرى ، ترجمه محسن مؤيدى ، ص 69 - 80 ؛ مرجئه ، رسول جعفريان .