تكليف فراتر از توان
از نظر اشعرى امكان دارد كه خداوند انسان را به چيزى كه توان انجامش را ندارد فرمان دهد . ودر اين زمينه به ظاهر تعدادى « 1 » از آيات استدلال كرده است كه به بعضي اشاره مىشود : خداوند نامها را به آدم ياد داد سپس به فرشتگان كه بر آفرينش آدم اعتراض كرده بودند خطاب كرد وفرمود : « أَنْبِئُونى بِأَسْماءِ هؤُلاءِ انْ كُنْتُمْ صادِقينَ » « 2 » اگر راست مىگوييد از أسامي اينها خبر دهيد . درحالى كه خداوند متعال مىدانست آنان از آن نامها اطلاعى ندارند ونمىتوانند از آنها خبر دهند . پاسخ اين است كه اولًا تكليف فراتر از توان ، از نظر عقلي قبيح وزشت است پس محال است خداوند حكيم چنين تكليفي داشته باشد . ثانياً خود فرموده : « لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها » « 3 » خداوند هيچ نفسي را جز به اندازهء توانش تكليف نمىكند . ثالثاً همانگونه كه در علم أصول بيان شده گاهى آمر وفرمان دهنده با انگيزهء طلب جدى وواقع شدن فعل در خارج ، انجام آن را از كسى مىخواهد وگاهى با انگيزهء امتحان يا آشكار نمودن ناتوانى طرف از انجام فعل يا أمور ديگر ، امرى را صادر مىكند . ودر آيهء ياد شده انگيزهء فرمان الهى اين بوده كه بر فرشتگان ثابت شود كه آنان دانش آدم عليه السلام را ندارند واز علم به نامهاى ياد داده شده به آدم عليه السلام ناتوانند . پس هدف جدّى اين نبوده