تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اديان الهى و فرق اسلامى (فارسى) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥

فصل پنجم : معتزله

جمودگرايى أهل حديث وعزل عقل از حوزهء مباحث كلامي كه منجر به پيدايش انديشه‌هاى كلامي نادرستى گشت - خدا به مخلوقاتش تشبيه شد ، افعال بندگان از خوب وبد به خدا نسبت داده شد واختيار از انسان سلب گرديد و . . . - زمينه را براي پيدايش گروه معارضي به‌نام معتزله پديد آورد كه در عقايد وانديشه‌هاى كلامي ، بيشتر بر أصول عقلي ومبادى برهاني تكيه داشتند . اين گروه در أوائل قرن دوم ظاهر شدند ودر مقايسه با اشاعره كه بعد از آنان پديد گشتند ، نقاط مثبتى داشتند هر چند به خاطر دورى از مكتب أهل بيت عليهم السلام ورها كردن ثقل أصغر مشكلات فكرى واعتقادي ديگرى پيدا كردند . حيات معتزله را به سه دوره مىتوان تقسيم كرد : الف - دورهء پيدايش وتأسيس أصول اعتزال كه به‌وسيلهء واصل بن عطا وعمرو بن عبيد شخصيت أول ودوم معتزله در أواخر عصر أموي آغاز شد . ب - روزگار شكوفايى ودستيابى به قدرت سياسي كه در زمان مأمون به وقوع پيوست ؛ أو مسلك اعتزال را به‌عنوان مذهب رسمي حكومتش پذيرفت . ج - دورهء انحطاط وضعف كه بعد از پيدايش اشاعره واز زمان متوكل عباسى آغاز شد كه مكتب أهل حديث را مذهب رسمي حكومتش قرار داد ومعتزله در زمان أو تحت تعقيب قرار گرفتند واز آن به بعد ، نور معتزله خاموش ومكتب اشاعره رونق يافت .

وجه نام‌گذارى به معتزله

مشهور است كه بعد از قضية حكميت در جنگ صفين ، خوارج ، حضرت علي عليه السلام را به خاطر قبول حكميت گنهكار وكافر دانستند . ديدگاه خوارج دربارهء كافر شدن صاحب گناه
اديان الهى و فرق اسلامى (فارسى) — صفحة 205 | عليرضا على نورى / عبد الله ابراهيم زاده