فصل سوم : فرقههاى شيعه
شيعيان هم بنا به دلايلى ( از جمله دامن زدن خلفاى جور به اختلاف آراء مذهبي براي نيل به مقاصد شوم سياسي خود ونيز ممنوع كردن ائمّهء معصوم ( ع ) از نقل وبيان حقايق ومعارف اسلام ناب محمدي ( ص ) ) ، دچار تفرقه وتشتّت آراء گشتند وبه فرقههايى با عقايد جداگانه تقسيم شدند . علماى كتب ملل ونحل در تقسيم بندى مذهب شيعه ، نظرهاى گوناگونى ارائه داده وهر كدام فِرق متعددى براي شيعه ذكر كردهاند . « 1 » اما بررسىها نشان مىدهد كه بسيارى از اين فرقهها يا ساختهء ذهن آنها بوده ووجود خارجي نداشته يا متكى به برداشتها وتفكرات افراد نادرى است كه جز خود آنها واندكى ديگر از آن پيروى نكردهاند واساساً نمىتوان چنين برداشت هايى را فرقههاى مستقل مذهبي به حساب آورد ؛ زيرا در محدودهء زماني خاصي از ميان رفتهاند . با اين حساب ، جز چند فرقهء اصلى ومهم شيعي ، فرقههاى ديگرى وجود خارجي نداشته است . مؤلف كتاب بيان الأديان فرق اصلى شيعه را پنج فرقهء : زيديّه ، كيسانيّه ، غاليّه ، صباحيّه واماميّهء اثنى عشريه مىداند . « 2 » وبغدادي در كتابش ، چهار فرقهء زيديّه ، اماميّه ، كيسانيّه وغُلاة را فِرق اصلى مىداند ، « 3 » ، نيز شهرستانى در ملل ونحل ، پنج فرقهء كيسانيّه ، اسماعيليّه ، زيديّه ، اماميّه وغاليّه را فِرق اصلى مىشمارد . « 4 » هر كدام از آنها فرق