با وجود اين اجتهادات كه نمونههايى از آن را يادآور شديم چگونه ممكن است فرق ومذاهب مختلف در جامعه رشد نكند وآيا مذهبسازى جز براساس اين است كه آيات وأحاديث را بهگونهاى معنى كنيم كه خواسته ومختار ما را تأييد كند ودر مواردى كه نص صريح وجود دارد وقابل تفسير بهگونهاى ديگر نيست ، بهعنوان اجتهاد به مخالفتش برخيزيم ! ! 5 - نفوذ فرهنگها وأفكار بيگانه با ممنوعيت نقل حديث وضايع شدن عترت پيامبر ، انديشهها وفرهنگ بيگانه از دو راه در ميان تعاليم اسلام سرايت ونفوذ كرد وزمينهاى ديگر براي رشد مذاهب وفرقهها بهوجود آمد : الف - از راه عالمان أهل كتاب « 1 » پس از رحلت پيامبر خدا علماى أهل كتاب تظاهر به اسلام كردند وتوانستند افسانههاى تورات وإنجيل محرّف را در بين مسلمانها منتشر كنند . در زماني كه شخصيتهايى همچون أبو ذر بهخاطر نقل كلام پيامبر صلى الله عليه وآله توبيخ وتبعيد مىشدند ، به افرادى همانند كعبالاحبار ، وهب بن منبّه وتميم بن أوس دارى « 2 » اجازه داده شد تا سرگذشت انبياى سلف را طبق نقل تورات محرّف براي مردم بازگو كنند . مردم از شنيدن قصههاى آنان لذت مىبردند واين خود بر رونق كارشان مىافزود . آنان توانستند از اين راه تعاليم يهود ومسيحيت را بين مسلمانها پخش كنند . بهعنوان نمونه ، تفكر جسميت خدا كه از آموزههاى تورات محرّف است در تفاسير وكتب صحاح وارد شد وخداى مسلمانها همانند خداى يهوديان دست كم در آخرت
اديان الهى و فرق اسلامى (فارسى) — صفحة 139
مساهمون: عليرضا على نورى
ص١٣٩
هامش
( 1 ) - صحيح بخارى ، ج 3 - 1 ، جزء دوم ، ص 176 .
( 2 ) - براي آگاهى از اثر انديشههاى أهل كتاب بر فرهنگ مسلمانان ، ر . ك : نقش أئمة در احياء دين ، مرتضى عسگرى ، ج 12 ، ص 14 - 43 ، مجمع علمي اسلامى .