تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اديان الهى و فرق اسلامى (فارسى) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١

نقش حكومت‌ها در تقويت بعضي مذاهب

بعد از بركنارى عترت پيامبر از رهبرى جامعهء اسلامى ، زمام أمور به دست كساني افتاد كه نخست به حفظ حكومت خود مىانديشيدند واسلام را براي اين مىخواستند كه بتوانند در سايهء آن حكومت كنند ، از اين رو گاهى براي رسيدن به مقاصد سياسي خود تفسير خاصي از متون ديني ارائه مىدادند واز نظريه‌اى كه در راستاى منافعشان بود با قدرت حمايت مىكردند واين خود بر پيدايش مذاهب دامن مىزد . مسألهء اعتقاد به جبر يكى از آنهاست كه بنى أمية براي توجيه اعمال زشت خود ووجههء اعتقادي وشرعي دادن بر رفتار خويش ، به آن متوسل شدند . أبو هلال عسگرى مىگويد : معاوية أول كسى است كه مىگفت تمام كارهاى بندگان با ارادهء خدا انجام مىگيرد . « 1 » وهنگامى كه عايشه از معاوية بازخواست كرد كه چرا بيعت يزيد را بر مردم تحميل مىكنى ، أو در پاسخ گفت : مسألهء يزيد قضا وقدر الهى است وبندگان دربارهء آن از خود اختياري ندارند . « 2 » دستگاه أموي در كنار ترويج مسلك جبر ، در اين باره نيز دست به جعل حديث زد . « 3 » عباسيان نيز سياست مذهب سازى يا تقويت مذاهب مورد نظر را ادامه دادند . شهيد مطهرى در اين زمينه چنين مىگويد : عباسيان هر چند سياستشان با امويان مخالف بود واز معتزله كه يكى از عقايدشان آزادى واختيار بشر بود حمايت كردند ( لا أقل از زمان مأمون ) اما از زمان متوكل به بعد ورق برگشت واز عقايد اشاعره كه از آن جمله مسألهء جبر است حمايت كردند واز آن به بعد مذهب اشعرى ، مذهب رايج وعمومى جهان اسلام شد . « 4 »

هامش
( 1 ) - ر . ك : الملل والنحل ، جعفر سبحانى ، ج 1 ، ص 240 .
( 2 ) - همان .
( 3 ) - ر . ك : صحيح مسلم بشرح النووي ، ج 8 ، جزء دوم ، ص 189 ، كتاب القدر .
( 4 ) - انسان وسرنوشت ، شهيد مطهرى ، ص 22 ، شركت انتشار .
اديان الهى و فرق اسلامى (فارسى) — صفحة 141 | عليرضا على نورى / عبد الله ابراهيم زاده