درس ششم عوامل محرك تاريخ
بىشك تاريخ بر اصولى استوار است و علل و اسباب متعددى آن را به حركت وامىدارد . آنچه جاى بحث و تحقيق است تعيين و ارزيابى نقش اين اصول و عوامل است : در اينباره بيش از بيست نظريه ارائه شده است كه ما تنها برخى را از ديدگاه قرآن و نهجالبلاغه بررسى مىكنيم :
1 - نظريّهء اقتصاد
ماركسيسم اقتصاد و ابزار توليد را يگانه خاستگاه تاريخ مىشناسد . ماركس مىگويد :
« حركت تاريخ را ، نيروهاى توليد و روابط توليدى تفسير مىكنند نه طرز تفكر آدمى » « 1 »
2 - نظريّهء قدرت
برخى قدرت و توسعه طلبى را عامل حركت تاريخ مىدانند . برتراند راسل در اين باره مىگويد :
« خشايار شاه ، هنگامى كه به آتن لشكر كشيد نه كمبود غذا داشت و نه كمبود پوشاك و نه . . .
بلكه او بيش از هر زمان احساس بىنيازى و ايمنى مىكرد . او فقط در انديشهء توسعهء قدرت و جهانگشايى بود . » « 2 »
هامش
( 1 ) - تاريخ در قرآن ، ص 123 .
( 2 ) - همان .