برادر خود را كشت و از دفن او عاجز گشت . از كلاغ يادگرفت كه چگونه جسد برادرش را پنهان نمايد و به خاك بسپارد . پس هر كس به استعداد خود مىتواند در ساخت جامعه و حركت تاريخ نقشى داشته باشد . البته جاى انكار نيست كه اثر هركس نسبت به قدرت فكرى و علمى ، پايگاه اجتماعى و خصيصههاى روحى اوست . بسان وزنهاى كه به استخرى پرتاب مىشود سنگ كوچك تنها در محيط بستهء خود اثر نهچندان محسوس ايجاد مىكند ولى وزنهاى بزرگ و پرحجم موجى در آن ايجاد مىكند و بخشى از آب آن را بيرون مىريزد . بنابراين شخصيتهاى بزرگ و رهبران دينى در حركت و تحولات تاريخ نقش زيادى دارند چه بسا با ديد وسيع خود نظام و حكومت را تغيير مىدهند حضرت على عليه السلام مىفرمايد : « اذا تَغَيَّرَ السُّلْطانُ تَغَيَّرَ الزَّمانُ » « 1 » هنگامى كه حاكم عوض شد زمان دگرگون مىشود . دگرگونى بنيادين را در نهضت فكرى و سياسى امام خمينى بروشنى مىبينيم . يادآور مىشويم كه نظريهء قهرمانان بُعدى از « نظريهء فطرت و تكامل علمى » است ، زيرا فطرت سالم افراد است كه تحت عوامل مختلف در افق خاصى قرار مىگيرد و تحت شرايط ويژه ، شخصيت علمى و سياسى و . . . كسب مىكنند و آثارى در تاريخ بجا ميگذارند .
تاريخ از ديدگاه قرآن و نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 56
مساهمون: جعفر وفا
ص٥٦
اين نظريه مبتنى بر سهپايه است و چون همهء آنها به سرشت انسان برمىگردد ، از اين جهت به « نظريهء فطرت » يا « تكامل علمى » تعبير مىشود و آنها عبارتند از :
1 - قدرت يادگيرى .
2 - قدرت ابداع و نوآورى .
3 - حفظ تجارب و انتقال آنها به ديگران .
توضيح اينكه : انسان بر خلاف حيوانات استعداد علمى دارد يعنى مىتواند معارفى را
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه ، نامهء 31 ، ص 405 .