تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ از ديدگاه قرآن و نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 13

مساهمون:

ص١٣

درس اوّل كليات تاريخ

واژهء تاريخ واژهء تاريخ از متداولترين واژه هايى است كه در محاورات مردم جريان دارد ، اين كلمه از مادّهء « ارْخ » و « وَرْخ » به معناى شناخت و تعيين زمان وقوع يك رويداد است . « 1 » چون زلزله ، طوفان ، جنگ بزرگ و . . . . مؤيّد اين معنا روايتى است از حضرت على عليه السلام كه مىفرمايد : « مَعاشِرَ النَّاسِ اقيموُا تاريخَ اْلوَقْتِ وَ اعْلَمُوهُ . . . » « 2 » اى مردم ! تعيين وقت ( وتاريخ حادثه ) را بنويسيد و آن را اعلام نماييد . همچنين از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله نقل شده است كه مىفرمايد : « مَنْ وَرَّخَ مُؤْمِناً فَكَأَنَّمااحْياهُ » « 3 » هر كس سرگذشت مؤمنى را ثبت كند گويا او را زنده كرده است .

سرگذشت واژهء تاريخ

آيا « تاريخ » يك كلمهء عربى است يا ريشه در زبانهاى ديگر دارد كه بتدريج داخل زبان عربى شده است ؟ دراين‌باره نظرات مختلفى داده‌اند ولى چون مورد بحث ما نيست ؛ ناگفته مى گذريم و تنها به چند نكته بسنده مىكنيم : الف - واژهء تاريخ در قرآن به كار نرفته است و براى بيان حوادث تاريخى و اهميت آن ، قرآن از واژه‌هايى چون : « عبرت » ، « قصه » « 4 » ، « نبأ » « 5 » ( خبر بسيار مهم ) ،

هامش
( 1 ) - ر . ك : مجمع البحرين ، ج 2 ، ص 429 .
( 2 ) - بحار الانوار ، ج 33 ، ص 282 .
( 3 ) - سفينة البحار ، شيخ عباس قمى ، ج 2 ، ص 640 .
( 4 ) - يوسف ( 12 ) ، آيهء 111 : « لَقَدْ كانَ فى قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِاوُلِى الْالْبابِ » همانا در قصه‌هاى آنان ( پيامبران و امتهايشان ) عبرتىاست براى خردمندان .
( 5 ) - مائده ( 5 ) ، آيهء 27 : « وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأابْنَىْ آدَمَ بِالْحَقِّ » خبر دو فرزند آدم را به درستى برايشان بخوان .