تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ از ديدگاه قرآن و نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢

ياريش بشتابد و او را از دست دشمنش برهاند . سنّت الهى نيز در نظام آفرينش بر اين پايه استوار است كه بايد مؤمن از نظر منطق و در صحنه‌هاى سياسى و اجتماعى و درگيريهاى نظامى بر دشمن دينى پيروز باشد و آن جز با نصرت خاصّ الهى تحقق نمىپذيرد و اين وعدهء حتمى و سنّت ثابت خداوند است كه مىفرمايد : « . . . فَانْتَقَمْنا مِنَ الَّذينَ اجْرَموُا وَ كانَ حَقّاً عَلَيْنا نَصْرُ الْمُؤْمِنينَ » « 1 » . . . پس ما از كسانى كه گناه كردند ، انتقام گرفتيم و يارى دادن مؤمنان بر عُهدهء ماست . علّامهء طباطبايى در تفسير آيهء ياد شده مىنويسد : اين آيه بيانگر اين معناست كه براى مؤمنان حقى بر پروردگارشان است و آن اينكه در دنيا و آخرت آنان را يارى دهد و اين حقّى است كه از ناحيهء خدا براى مؤمنان جعل شده است . « 2 » حضرت على عليه السلام در پاسخ به نظرخواهى عمر در خصوص حضور شخصى خليفه در جبههء ايران مىفرمايد : « اين جريان ، نه چنان است كه پيروزى و شكست آن به كمبود و افزونى نيرو وابسته باشد ؛ چرا كه اسلام دين الهى است و طرفدارانش لشكريان حق ؛ كه خداوند ، خود ، ياريشان مىرساند تا به هدفى كه مقدر است دست يابند و فروغى كه براى بعثت معين شده است ، بر هر آن جايى كه بايد ، پرتو افكن شود ؛ و تكيهء ما بر وعدهء الهى است و خداوند وعدهء خود را تحقق مىبخشد و به لشكريان خويش يارى مىرساند . . . . بدان‌كه در گذشته ، پيكار ما نه با نيروى بسيار ، كه‌تنها با تكيه بر يارى و امداد الهى بود و بس . » « 3 » نيز در خصوص علت اصلى پيروزى خود بر دشمن مىفرمايد : « من هرگز با جنگ تهديد نشده‌ام و از زخمه‌هاى شمشيرم هراسى نبوده است ؛ چرا كه تكيهء من بر وعده‌هاى نصرت پروردگار است . » « 4 »

هامش
( 1 ) - روم ( 30 ) ، آيهء 47 .
( 2 ) - ترجمهء الميزان ، ج 16 ، ص 299 .
( 3 ) - نهج‌البلاغه ، خطبهء 146 .
( 4 ) - همان ، خطبهء 173 .